نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: اشتراکات زبان
ادامه
«از نظر ریشهشناسی، واژهی فارسی معرب پارسی است که در نتیجه نبودن حرف “پ” در دستگاه واجی عربی بدین شکل درآمده است. کلمهی پارسی از لغت کهنتر “پارسیگ” در پارسی قدیم آمده که حاصل افزودن پسوند صفتساز “یک” به واژهی پارس و به معنای “زبانی منسوب به پارس” است. در پارسی باستان نیز نام این زبان “پارسه” شناخته شده است.
در رابطه با زبانشناسی، اولین کتابهایی که در راستای زبان دری نوشته شده مربوط به ابن سینای بلخی و ناصر خسرو بلخی است، اما در افغانستان معاصر، یعنی بعد از سال ۱۳۰۰ هجری شمسی، با نوشتههای عبدالغفور ندیم، قاری عبدالله، صوفی عبدالحق بیتاب، روان فرهادی، عبدالرحیم الهام، عبدالحبیب حمیدی، محمد نسیم نگهت، محمد حسین یمین و … پیگیری شده است.
(فریور، ۱۴۰۰، ص ۶۱۰۶۰)
دری و فارسی
شماری از محققان پیشین و معاصر معتقدند که پارسی و دری دو زبان جدا از هم هستند. در کتابهای زبان و ادبیات دری در درازنای زمان آمده است که عدهای دری را منسوب به «دره» و «دربار» میدانستند و مدعی بودند چون این زبان زبان رسمی دربارها بوده، به این لحاظ “دری” نامیده شده است.
روایتهای مختلفی از کارشناسان و نویسندگان مختلف نشر شده است. مثلاً ابن المقفع، ابو محمد عبدالله، یکی از زبانشناسان قرن هفتم هجری قمری، معتقد بوده است که پارسی و دری دو زبان جدا از هماند.»