تالیف: عمروخالد
موضوع:توکل
هماکنون در رابطه با توکل به خدا سخن خواهیم گفت. عبادتی کاملاً قلبی که فقط به وسیلهی قلب انجام میگیرد. مردم برداشت نادرستی از این عبادت دارند.
آنچه به ذهن مردم خطور میکند آن است که دارو نخورد، کار نکند، خوب درس نخواند و بگوید که من به خدا توکل کردهام و من دعا میکنم. چنین برداشتی اشتباه است.
پیش از شروع جلسه و صحبت در رابطه با ارزش توکل میگویم که چنین فهم و درکی اشتباه است. چرا؟ چون توکل عبادتی قلبی است و هیچ ربطی به اعضای بدن ندارد.
به اعضای بدن ربطی ندارد یعنی چه؟
یعنی تو با اعضایت – دست، پا، زبان و همهی اعضا – سعی و تلاش میکنی گویی که هیچ توکلی وجود ندارد. همهی اعضا با منتهای قدرت و توان کار میکنند. قلب طوری عمل میکند که گویی هیچ عضوی وجود ندارد.
قلب هیچ ارتباطی با اسباب ندارد و فقط به خداوند یگانه متصل است، ولی اعضا شب و روز از اسباب استفاده میکنند. بنابراین کار میکند، دارو میخورد، درس میخواند، سر جلسهی امتحان حضور مییابد، به دنبال چیزی که برایش مفید است میرود و در پی مصلحتش است.
دختر به شدت جوانی را که به خواستگاریاش آمده است، میخواهد و چیزی به عنوان «من به خدا توکل دارم» وجود ندارد و در رابطه با خواستگاری که آمده پرسوجو نمیکنم چون او ظاهراً شخصی متدین است، توکلم بر خداست، او هرگز مرا رها نمیکند. این اشتباه است. تو توکل را نفهمیدهای.
توکل آن است که با اعضا از اسباب استفاده کنی و دل به اسباب نبندی. توکل از واژهی «وکیل» گرفته شده که یکی از نامهای نیک خداوند است.