فهرست بستن

اصلاح قلب‌ها

تالیف: عمروخالد
موضوع:توکل
ادامه
وکیل یعنی چه؟ می‌خواهیم کمی با وکیل زندگی کنیم. وکیل کسی است که با احسان و نیکی به امور بندگانش می‌پردازد. با احسانش به همه‌ی امور بندگانش رسیدگی می‌کند، پس هرگز باعث نابودی آنان نشده و هرگز آنان را به بدی و شر تحویل نمی‌دهد، بلکه آنان را به سوی مصلحت‌شان سوق می‌دهد. وکیل یکی از نام‌های پروردگار است. این که تو راه درستی را در زندگی در پیش بگیری مسئولیت اوست و در این راه به تو کمک می‌کند و هرگز تو را تسلیم شر و بدی نمی‌نماید. تو را به سوی خیر و خوبی رهنمون می‌سازد. وکیل کسی است که تو را به سوی آنچه به نفع و مصلحت توست سوق می‌دهد. به همین خاطر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم را می‌بینی که به درگاه خداوند این‌چنین دعا کرده و می‌فرماید: «لَبَّيْكَ وَسَعدَيكَ وَالخَيرُ في يديكَ وَالشَّرُّ لَيسَ إِلَيكَ».
من مسأله‌ای عجیب و حیرت‌انگیز را به شما می‌گویم تا به وسیله‌ی آن مفهوم وکیل را هرچه بهتر دریابید. گاهی اوقات در زندگی ما مشکلاتی پیش می‌آید و جامعه‌ی کنونی ما به خاطر مشکلات بی‌شماری از قبیل کمی رزق و روزی، فرزندان معتاد به مواد مخدر یا فرزندان سرکش و نافرمان و… به این نام خدا یعنی وکیل و نیز توکل که در رابطه با آن سخن خواهیم گفت نیاز مبرم دارد.
دنیا در برابر جوانی که فارغ‌التحصیل شده تیره و تار است، دیگری نمی‌تواند ازدواج کند، دیگری از ازدواجش و مشکلات بسیار بزرگ و پیچیده رنج می‌برد. در این اوضاع و احوال به چه چیزی احتیاج داری؟ نیازمند اعتماد به وکیل هستی، نیازمند شناخت وکیل، دوست داشتن وکیل، پناه بردن به وکیل و توکل بر او هستی.
به همین خاطر برادرانم! وقتی خداوند سبحان راهی در برابر انسان می‌بندد، شش یا هفت راه دیگر در برابرش می‌گشاید، در حالی که تو با جهالت و نادانی می‌گویی: «خدایا! چرا این راه را بر من بستی؟» ولی گاهی اوقات خداوند یک راه را بر تو می‌بندد تا راه‌های دیگری را در برابرت بگشاید. پس بدان که آن وکیل تو را رها نمی‌کند. بدان که آن وکیل راه‌های دیگری را که موجب رضایت و خوشبختی تو می‌گردد، در برابرت می‌گشاید.
در این رابطه مثالی بسیار زیبا می‌آورم. ما همه این مثال را دیده‌ایم و آن را تجربه نموده‌ایم. در این مسأله خوب بیندیش: جنین در شکم مادر فقط از یک روش تغذیه می‌شود، به وسیله‌ی خون، و این غذا از طریق ناف که به جنین متصل است، به او می‌رسد. وقتی جنین به دنیا می‌آید نوزاد گریه می‌کند. چرا؟ زیرا او آن روشی را که به آن عادت کرده بود از دست داده است و نمی‌داند که خداوند از روی رحمت و مهربانی دو راه دیگر جهت تغذیه برایش فرستاده است؛ دو سینه‌ی مادر و غذایی که از خون به شیر خالص و خوشمزه‌ی پرخاصیت تبدیل شده است.
هنگامی که از شیر گرفته می‌شود، گریه می‌کند زیرا راهی را که به آن عادت کرده بود – دو سینه‌ی مادر – از دست خواهد داد. در اینجاست که خداوند چهار راه جهت تغذیه در برابرش می‌گشاید: دو غذا و دو نوشیدنی. دو غذا که شامل گیاه و گوشت و دو نوشیدنی که شامل آب و شیر است. بعد از این که یک راه بود تبدیل شد به دو راه و سپس چهار راه.
وقتی مرگ به سراغش می‌آید، می‌گرید چون این راه نیز بر او بسته می‌شود. پس اگر بنده‌ای صالح و نیکوکار باشد، هشت در از دروازه‌های بهشت به رویش گشوده می‌شود. حالا وکیل را شناختی؟ او هرگز بنده را به شر و بدی نمی‌سپارد بلکه او را یاری می‌کند، ولی انسان از روی جهل و نادانی می‌پرسد: «خدایا! چرا چنین کردی؟ چرا راهی را که دوست داشتم و به آن عادت کرده بودم بر من بستی؟ چرا رزق و روزی را از من باز داشتی؟» در حالی که آن وکیل آنچه را مفیدتر و سودمندتر است برایش مهیا می‌نماید.
پس چرا بر خداوند توکل نمی‌کنیم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *