نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
۲. پیشینه حقوق بشر
ادامه
ج. حاکمیت کلیسا: مسیحیت، مانند دیگر ادیان الهی، بر پایه عدالت، اخلاق و کرامت انسانی استوار است. با این حال، عملکرد کلیسا در قرون وسطی اغلب ضد حقوق بشر بود. تفتیش عقاید و تکفیر افراد برجسته از جمله فیلسوفان و دانشمندان علوم تجربی، از جمله اقدامات ضد انسانی کلیسا بود که آزادیهای فردی و اندیشههای جدید فلسفی را به شدت محدود میکرد. این اقدامات باعث شد که عقل و دانش در قید و بند قرار گیرد و پیشرفت علمی و اجتماعی متوقف شود (باقرزاده، ۱۳۸۴: ۵).
د. حقوق بشر و دولت مدرن: با ظهور دولتهای مدرن در قرون شانزدهم و هفدهم، مفهوم حقوق بشر بهتدریج شکل گرفت. جان لاک فیلسوف تجربهگرا در کتاب دو رساله حکومت، بر حقوق طبیعی انسانها، از جمله حق زندگی، آزادی و مالکیت، تأکید کرد. او معتقد بود که انسانها آزاد و برابر آفریده شدهاند و هیچکس نمیتواند این حقوق را از آنها سلب کند. مونتسکیو نیز در کتاب روح القوانین با طرح اصل تفکیک قوا، راهحلی برای تضمین آزادیهای فردی در برابر قدرت دولت ارائه داد (مایر، 2013: 73).
ه. اعلامیههای حقوق بشر: در قرن هجدهم، ایدههای جان لاک و دیگر فیلسوفان روشنگری در قوانین اساسی و اعلامیههای حقوق بشر غربی تجلی یافت. اعلامیه استقلال آمریکا (۱۷۷۶) و اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه (۱۷۸۹) از جمله مهمترین اسنادی هستند که بر حقوق طبیعی و برابری انسانها در غرب تأکید کردند. این اسناد پایهای برای توسعه حقوق بشر در غرب شدند (همان).
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)