نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: دری و فارسی
ادامه
در میان یکجا پنداران نظریات جالب و بکری نیز وجود دارد که ذیلاً ارائه میشود. بعضی از ادیبان افغانستان معتقدند که دری زبان است و فارسی یکی از لهجهها یا گویشهای زبان دری. بهعنوان مثال، داکتر رازق رویین، نویسنده افغان، معتقد است: اصطلاح فارسی یا پارسی افادهکننده زبان نیست، بلکه لهجه است؛ زیرا زبان همان دری است که اصل و سازنده و پدیدآورنده دیگر لهجههای پیرامون خودش بوده است. هر زبان وقتی به دیگر مناطق میرود، منطقی است که در آن مناطق بهواسطه عوامل تاریخی و جغرافیایی دچار تغییراتی شود که این خود صورت متغیر زبان اصلی است که در اصطلاح زبانشناسان به نام میکروسیستمها یا همان «لهجهها» نامیده میشود.
بر این اساس، زبان دری لهجه نیست، چون خودش در خراسان قدیم بهوجود آمد، رشد کرد و بهعنوان زبان گفتار و نوشتار دربارهای آن دیار، جا و مقام ارزندهای به دست آورد. آقای رویین معتقد است: دری زبان است، زیرا در گفتار و نوشتار یکسان بوده و گویندگان نخستین آن، آنچه را که میگفتند مینوشتند. وقتی دری به دیگر مناطق دور و نزدیک رفت، شکل گفتاری آن تغییر یافت، مانند لهجه فارسی در ایران که گفتار و نوشتار آن یکی نیست (رویین، ۱۳۹۳).
هرچه باشد، زبان دری از افغانستان و ماوراءالنهر برخواسته و رشد و بالندگی یافته است و تقارب و تقارن چندانی با پارسی کهن که هخامنشیان بدان سخن میگفتند ندارد. به همین جهت است که نخستین شعرای دریزبان مانند حنظلهی بادغیسی، محمد بن وصیف، سکزی، رابعه بلخی، عنصری بلخی و رودکی سمرقندی از افغانستان و ازبکستان برخاستند و اشعار دری سرودند.
سایه همسایه