تالیف: عبدالهادی مجاهد
عرصههای محرومیت مسلمانان از معیارها
عرصه حاکمیت:
ادامه
گذشته از این، حاکمیت در اینگونه خانوادههای شاهی به شکل موروثی از فردی به فرد دیگری به شکل خودکار منتقل میکرد و اینکه آیا مواصفات و صلاحیتهای یک حاکم صالح و با کفایت در حاکم جدید موجودند یا خیر، در نظر گرفته نمیشود. اکثراً چنین واقع میگردد که کشورهای استعماری با اهلترین و بیکفایتترین شخص در خانواده سلطنتی را در رأس هرم قدرت مینشاند، تا با کمال بیپروایی منافع کشور و ملت خود را از نظر انداخته و به ایمای بیگانگان به منتهای حماقت عمل نماید. نظامهای شاهی امروز از طرف مسلمانان به میان نیامده، بلکه غربیها آنها را بر مسلمانان مسلط ساختهاند. این حکام کشورها و ملتهای خود را با زور و اکراه بر آن راهی سوق میدهند که غربیها آن را برایشان تعیین نمودهاند. و هر کسی که خلاف این حکام مفسد صدای اعتراض را بلند کند، با کمال بیرحمی کوبیده میشود، به زندان افکنده میشود، به ترک کشورش مجبور میگردد و یا کشته میشود و سازمانهای غربی حقوق بشر نیز از ظلم و استبداد همچو حکام (مترقی!!!) نه تنها چشمپوشی میکنند، بلکه آنها را به القاب و اوصاف مختلف ستایش نموده و از آنها دفاع میکنند.
اعضای خانوادههای شاهی و ولیعهدان آنها اکثراً فارغالتحصیلان مؤسسات تعلیمی و دانشگاههای غربی میباشند. و معیارهای فکری آنها از معیارهای غربیها چندان فرقی ندارد. آنها از مردم خود به حدی بیگانه میگردند که در همت ابعاد زندگی با مردم کشورهای خود متفاوت میباشند. ارزشهای دینی و اخلاقی ملتهای مسلمان نزد آنها در مقابل ارزشهای غربی از کوچکترین اهمیتی برخوردار نمیباشند.
در جنگ فکری با غرب