نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
- اهمیت و ساختار اعلامیه جهانی حقوق بشر
ادامه
نخستین و مهمترین ویژگی که برای اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر کردهاند، عمومی و جهانشمول بودن آن است. به گفته معتقدین، این اعلامیه نه تنها برای یک کشور یا گروه خاصی از مردم، بلکه برای تمامی انسانها در سراسر جهان تدوین شده است. و ادعا شده است که حقوق و آزادیهای مندرج در آن، فارغ از نژاد، جنسیت، مذهب، ملیت یا موقعیت اجتماعی، برای هر فرد انسانی دارای اعتبار است. این جهانشمولی، اعلامیه را به یک مرجع جهانی برای حمایت از حقوق بشر تبدیل کرده است. یکی دیگر از جنبههای مهم که اعلامیه بر آن تأکید دارد، اصول آزادی و برابری است. در این سند، هیچگونه استثنا یا محدودیتی در بهرهمندی از حقوق و آزادیها مجاز شمرده نشده است. هرگونه تبعیض در استفاده از این حقوق، به طور صریح مردود اعلام شده است. هدف که این اعلامیه در نظر دارد، شناسایی کرامت ذاتی و حقوق برابر و غیرقابل انتقال برای همه اعضای خانواده بشری است. مصوبین این اعلامیه معتقدند که این حقوق نه تنها پایهای برای صلح و عدالت در جهان به شمار میروند، بلکه آرمانهایی مانند آزادی بیان، رهایی از ترس و فقر را نیز به عنوان بالاترین آمال بشری معرفی میکنند. اعلامیه جهانی حقوق بشر در جهان امروز به عنوان بالاترین مرجع و منبع برای حقوق بشر شناخته میشود. این سند به عنوان تکیهگاه فکری و عملی بسیاری از دانشمندان، نویسندگان، دولتها و سازمانهای بینالمللی محسوب میشود. و بسیاری از کشورها برای اعتبار بخشیدن به قوانین و سیاستهای خود، به اصول مندرج در این اعلامیه استناد میکنند. بدون اغراق میتوان گفت امروزه، اعلامیه جهانی حقوق بشر به یک مرجع ایدئولوژیک برای کشورهای غربی تبدیل شده است که حتی عدهای جرأت نمیکنند به طور آشکار از حقوق و آزادیهای مندرج در آن تخطی کنند یا اهمیت آن را انکار نمایند.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته این اعلامیه، الزامیبودن آن است. برخلاف اعلامیههای قبلی که بیشتر جنبه توصیهای داشتند، اعلامیه جهانی حقوق بشر با تصویب میثاقهای بینالمللی مانند «میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی» و «میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» در سال ۱۹۶۶، به یک سند الزامآور تبدیل شد. این میثاقها دولتها را موظف کردند تا حقوق و آزادیهای مندرج در اعلامیه را در قوانین اساسی و عادی خود بگنجانند و در عمل آنها را رعایت و اجرا کنند.
در نهایت، اعلامیه جهانی حقوق بشر با ادعای خود شان انسان را فارغ از رنگ پوست، نژاد، مذهب یا موقعیت اجتماعی، به عنوان باارزشترین و باکرامتترین موجودات معرفی میکند و آن را نه تنها به عنوان یک سند حقوقی، بلکه بیانگر آرمانهای والای بشری برای دستیابی به جهانی عاری از تبعیض، ترس و فقر است معرفی میکنند. هرچند اصول مندرج در این سند، با معیارهای دینی و اخلاقی همخوانی ندارد.
با این حال، علیرغم تدوین اهداف والا و انسانی در این اعلامیه، متأسفانه در عمل شاهد نقض گسترده این اصول توسط برخی از همان کشورهایی هستیم که این سند را تصویب کردهاند. امروزه، جنایتهایی مانند جنگهای تحمیلی، نقض حقوق اقلیتها، تبعیض نژادی و استثمار اقتصادی، توسط برخی قدرتهای جهانی انجام میشود. این تناقض بین گفتار و عمل، نه تنها اعتبار اعلامیه جهانی حقوق بشر را زیر سؤال میبرد، بلکه نشاندهنده چالشهای عمیق در اجرای عدالت و حقوق بشر در سطح جهانی است. در واقع، اعلامیه جهانی حقوق بشر هرچند به لحاظ نظری گامی بزرگ در جهت تحقق آرمانهای بشری است، اما در عمل، سوءاستفاده برخی کشورها از این اصول، مانع بزرگی برای دستیابی به جهانی عادلانه و انسانی ایجاد کرده است.