نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
- ماهیت حقوق بشر غربی
ادامه:
پایهگذاران حقوق بشر، نه میخواستند و نه میتوانستند به این یا آن دین یا مرجع دیگری استناد کنند، و گرنه مسئله انسان بهماهو انسان مطرح نمیشد. آنان باید مشروعیت و ضمانت اجرایی این حقوق را در خود انسان و لوازم ماهوی او به ترتیب منطقی ذیل مییافتند. آنان مهمترین و بدیهیترین پدیده لازمه انسانیت انسان را کرامت وی یافتند که بدون استناد به هر گونه منبع و مرجعی، خود میتواند به عنوان اساسیترین اصل تدوینی مورد اتفاق تمام انسانها در هر زمان و مکانی باشد، کمااینکه تمام ادیان هم به آن اذعان دارند. کرامت، صفت و خصلتی است که جدا از تمام حیثیات و اعتبارات دیگر، به طور اولی فرد فرد انسانها را در بر میگیرد. در گام دوم، آنان باید به دنبال خصلتی برای انسان میگشتند تا بتوانند این کرامت فردی را به یک امر عام تعمیم دهند. از این رو، واژه برابری را به کار گرفتند. برابری میتواند تمام انسانها را به ضرورت حفظ حقوق ماهوی آنان قانع کند. در گام سوم، آنان باید به دنبال ضمانت اجرا برای این اصول موضوعه خود میگشتند؛ از این رو، واژه عدالت را کشف کردند.