نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
- ماهیت حقوق بشر غربی
ادامه:
این دیدگاه نیز، ضمن دربرداشتن عناصری از حقوق در درون خود، در کلیت خود مخدوش و قابل نقد میباشد؛ زیرا اولاً، انسان هرگز نمیتواند خنثی باشد و از این رو، هیچ انسانی در هیچ شرایطی نمیتواند خارج از سیطره یک ایدئولوژی باشد. ثانیاً، تکیه بر امکان استخراج این حقوق از اصول فطری، هرچند میتواند تا حدودی به این نگاه جلوه حقیقت ببخشد، لیکن ضمن اینکه از جهتی میتواند تأییدی بر نقد ما باشد، زیرا اساساً دین وحیانی و توحیدی چیزی غیر از اصول ودیعه نهاده شده در فطرت نمیباشد و در این صورت، قانونگذاران این حقوق را در هر حال تحت سیطره یک ایدئولوژی پایهریزی کردهاند. ثالثاً، با توجه به اینکه واضعان نخست اعلامیه حقوق بشر غربی مشخص و معلوم هستند، جای این سؤال مطرح است که آیا میتوان گفت که این واضعان خود بر اساس فطرت انسانی میاندیشیدهاند و مواد حقوقی مستنبط آنها نیز چنین بوده است؟ از سوی همچنان جای این سؤال نیز مطرح خواهد بود که منشأ مشروعیت و حقانیت این اعلامیه چیست؟