نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: اشتراکات تمدنی
ادامه
ایران کنونی برای پوشاندن نکته ضعفهای تاریخ و تمدن خود همواره در تلاش تصرف مشاهیر، سیاسی، ادبی، علمی و… دیگران است. تمام کشورهای اطراف خود را کاذبانه بخشی از خاک تاریخی خود میداند، در حالی که خود این کشور در طول تاریخ تحت تصرف دیگران قرار داشته است. عراق، گرجستان، آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان را ایران دانسته، همه دانشمندان و مشاهیر آنان را به خود نسبت میدهند. این حس خودخواهی، بغیر از ایران و ایرانیان، در هیچ نکته از زمین نمونه و نشانی ندارد. این رفتار حاکی از ضعف، خودخواهی، غرور بیش از حد و خودبزرگبینی کاذب است که ملتشان را به این باور پریشانگونه رساندهاند. این طرز رفتارشان بیشباهت به قوم یهود نیست که فکر میکنند تمام دنیا و مردم آن را خداوند برای آنان آفریده است و هر نوع تصرف بیجا برای آنان جایز و عین صواب است. مردم و اهل فرهنگ افغانستان به تمام مشاهیر آن کشور احترام دارند و آنان را ایرانی میدانند و از آثار مفیدشان استفاده میکنند؛ زیرا بزرگان ایران قبل از صفوی تفاوت فکری با مردم کشور ما نداشتند و همه پیرو اهل سنت بودیم. مردم ما به دلیل تصرف ایران توسط امپراتوریهای غزنوی تا هوتکیان، هرگز ادعای افغانی بودن حافظ شیرازی، سعدی شیرازی، عمر خیام، عطار نیشابوری و… را نکردهاند؛ اما برعکس ایرانیان، سنایی غزنوی را به عنوان مثال ایرانی میدانند؛ چون ایران در آن زمان زیر سلطه افغانستان بوده، بنا بر آن سنایی غزنوی ایرانی است.
سایه همسایه