نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینه دموکراسی در افغانستان
أ. دهه دموکراسی
ظاهر شاه حدود چهل سال بر افغانستان سلطنت کرد و از این میان ده سال آخر پادشاهی او، به نام «دهه دموکراسی» یا «دهه قانون اساسی» در افغانستان یاد میشود. دههی دموکراسی نقطه عطفی در تاریخ افغانستان محسوب میشود. این دهه دوران جوش و خروش افغانستان است؛ دوران جوش و خروش مبارزان و سیاستمداران چپ و راست، در این دهه است که بر اثر تظاهراتهای دستهجمعی و گستردهی مردمی حکومتها و متصدیان وزارتخانهها و ریاستها به گونهی پی در پی دچار تغییر و تحول شدهاند. در این دوره بود که پس از چند سده استبداد و خودکامگی شاهان، برای نخستینبار آزادیهای سیاسی، مدنی، اجتماعی و… اندکی برای مردم فراهم آمد. در این دهه، مطبوعات اجازه نشر مطلب یافتند و احزاب سیاسی بهطور آشکار یا پنهانی به فعالیت آغاز نمودند. احزاب مهم و تأثیرگذاری که بعدها نقش پررنگ در سرنوشت سیاسی کشور داشتند، در دهه دموکراسی یا دهه قانون اساسی روی صحنه آمدند. حزب دموکراتیک خلق، شعله جاوید، محفل انتظار (بعداً سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان «سازا») مساوات و… احزابی بودند که در دهه دموکراسی شکل و صورت یافتند. در دهه دموکراسی، از سال ۱۹۶۵ الی ۱۹۷۱، حکومت مجوز ۳۱ جریده غیرحکومتی را صادر کرد. همچنان برای نخستینبار در این دهه اعضای کابینه از میان تکنوکراتها و خارج از اعضای خاندان سلطنتی انتخاب شدند.
تعدد احزاب و بدبختی افغانستان در قالب نظام دموکراسی از این دهه عملاً آغاز شد. به عبارتی بهتر و واضحتر میتوان گفت که بذر شوم دموکراسی در این دهه در افغانستان عملاً نطفهگذاری شد و در زمان داودخان، بهعنوان جمهوری دموکراتیک در افغانستان متولد شد و در زمان کمونیستها بهعنوان جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان ادامه یافت. این روند دموکراسی اگر چه تمام اصول و ارزشهای آن بهدرستی در افغانستان بر پا نشده بود، باز هم تا دوره مجاهدین ادامه داشت که با پیروزی امارت اسلامی دوره اول، بساط نامطلوب آن همزمان با حکومت مجاهدین از افغانستان برچیده شد.
مأموریت شکست خورده