نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع:عادات مشترک
ادامه
بعد از تجاوز آمریکا به افغانستان، رفت و آمد تاجران ایرانی به نام سرمایهگذار به کشور ما زیاد شد. مردم ما که فکر میکردند باید به آنان خدمت کنند و به نحوی خود را مدیون آنان به دلیل هجرت میدانستند، با صداقت کامل و سادهدلی به شراکت با ایرانیان لبیک گفتند و تمام دار و ندار مالی خود را با آنان شریک شدند. در اوائل کمی با تشویش و احتیاط به این شراکتها توجه میکردند و مواظب بودند تا دارایی مادی خود را در این راه از دست ندهند اما بعد از مدتی داد و ستد و مقدار منفعت دیگر از امنیت دارایی خود مطمئن شدند. و صادقانه همه چیز را به ایرانیان واگذار کردند. این اطمینان سادهلوحانه به ایرانیان کلامبر دار در آن زمان باعث ورشکستگی زیادی از تاجران خوردهسرمایه کشور ما شد. ایرانیان تمام سرمایه این افراد را با خود بردند و هیچ اثر و آثاری از آنان باقی نماند. مردم صادق ما از آنان عادت کلاهبرداری، دورنگی و خیانت را به قیمت زیادی آموختند.
مردم ایران به دلایل مختلفی که دارند از دین و افراد متدین فاصله میگیرند. برای حذف دین از ایران جریانهای داخلی و خارجی به شدت فعال هستند. این فعالیتهای رسانهای و نوشتاری گاهی بر مردم ما نیز تأثیراتی داشته که در دوران جمهوریت در افغانستان بین اقشار مختلف آثار آن به وضوح قابل دید بود. ایرانیان برای از بین بردن دین از جامعه خویش، ترجمه آثار غربی، تولیدات فکری جدید ثبت سخنرانیهای اشخاصی مانند عبدالکریم سروش، مصطفی ملکیان، محمد مجتهد شبستری و … نشریههای متنوع به ترویج فرهنگ سیکولار میپردازند. نخبگان سیاسی افغان با استفاده از این آثار و بازنشر آنان به ترویج سکولاریسم در کشور ما پرداختند. اکثریت مردم کشور ما به طور مستقیم توان استفاده از منابع خارجی را مانند سایر کشورها ندارند، در عین حال ترجمه و تألیف نیز به دلایل فراوانی در کشور ما کم است. جای این کمبودها را ترجمه ایران در زمینه کتاب، فیلم و … پر میکنند. عادت دینگریزی و حتی نفرت از دین بیشتر از ایران اسلامی نصیب ملت ما گردیده است.
سایه همسایه