نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
7.ادعای جهانشمولی حقوق بشر غربی
جهانشمولی حقوق بشر غربی بر این ایده و نظر استوار است که با توجه به فطرت و ذات مشترک انسانها، حقوق انسانی آنها باید در هر نقطه از جهان و تحت هر فرهنگ و نظام اجتماعی یکسان باشد. این ادعا مبتنی بر این باور است که کرامت و حیثیت انسانی، به عنوان مبنای حقوق بشر، مفهومی جهانی است و نمیتوان آن را به فرهنگ، جغرافیا یا زمان خاصی محدود کرد. این دیدگاه در اسناد بینالمللی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸) و سایر معاهدات حقوق بشری منعکس شده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر با تأکید بر حقوقی مانند آزادی، برابری و کرامت انسانی، ادعا میکند که این حقوق ذاتی و غیرقابل انتقال هستند و همه انسانها به طور برابر از آنها برخوردارند. مبنای جهانشمولی حقوق بشر، چه در حقوق طبیعی، چه در ادیان و چه در اعلامیه جهانی حقوق بشر غربی، کرامت و حیثیت انسانی است. این مفهوم بر این نظر تأکید دارد که همه انسانها، صرف نظر از تفاوتهای فرهنگی، مذهبی یا جغرافیایی، از ارزش ذاتی برخوردارند و باید از حقوقی برابر بهرهمند شوند. برای مثال، در ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است: «تمام افراد بشر آزاد به دنیا میآیند و از لحاظ کرامت و حقوق با هم برابرند.» این اصل نشاندهنده تلاش برای تعریف استانداردهای جهانی است که فراتر از مرزهای ملی و فرهنگی عمل میکنند.
یکی از دلایل اصلی ادعای جهانشمولی حقوق بشر غربی، این است که این حقوق بر پایههای عقلانی و اخلاقی استوار شدهاند که به زعم طرفداران آن، فراتر از تفاوتهای فرهنگی و مذهبی هستند. برای مثال، ایمانوئل کانت، فیلسوف آلمانی، با تأکید بر عقلانیت و کرامت ذاتی انسان، استدلال کرد که اصول اخلاقی و حقوقی باید جهانی باشند، زیرا همه انسانها به دلیل برخورداری از عقل و وجدان اخلاقی، شایسته احترام و برابری هستند. این ایدهها در اعلامیه جهانی حقوق بشر منعکس شدهاند، جایی که مادهی ۱ بیان میکند: «تمام افراد بشر آزاد به دنیا میآیند و از لحاظ کرامت و حقوق با هم برابرند.»
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)