نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینه دموکراسی در افغانستان
أ. دهه دموکراسی
۲. احزاب سیاسی در دهه دموکراسی
تاریخنگاران افغانستان یکی از بزرگترین اشتباهات سیاسی ظاهر شاه در دهه دموکراسی را امضا نکردن قانون احزاب میدانند. این عملکرد ظاهر شاه دلیلی شد برای احزاب چپی آن زمان تا شاه را متهم کنند که به دموکراسی از بنیاد باور ندارد. هرچند در دهه دموکراسی قانون احزاب امضا نشد، ولی تعداد زیادی از احزاب، سازمانها و انجمنها به صورت مخفی و آشکار مصروف فعالیتهای سیاسی بودند و نشریه داشتند. مهمترین سازمانهای «دهه دموکراسی» عبارتاند از شعله جاوید، حزب دموکراتیک خلق، محفل انتظار که بهغلط «ستم ملی» معروف شده است (نام اصلی این گروه بعد از مدتی «سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان» نهاده شد)، حزب دموکرات مترقی، زرنگار و… بودند.
در دهه دموکراسی روشنفکران، مبارزان و در کل طرفداران انقلاب اجتماعی در درون حزب دموکراتیک خلق، محفل انتظار به رهبری طاهر بدخشی و شعله جاوید جمع شده بودند. هر سه گروه سیاسی با داشتن نشریه و فعالیتهای سیاسی در مراکز شهرها و روستاها با تبلیغ و سخنرانی میان دهقانان، کارگران و مردم، آرا، عقاید و برنامههای اقتصادی خویش را پخش و نشر میکردند. حضور این گروهها و مقاومتشان برای پادشاه و دولتهای «دهه دموکراسی» همیشه آشکار بود. حضور این گروهها سبب اصلی تغییر پیدرپی دولتها و وزرای کابینه دولتها بود. تا جایی که تنها در سال ۱۹۶۳ در نتیجه حرکتهای اعتراضی دانشجویان هفت نوبت رئیس پوهنتون کابل تغییر کرد. در دهه دموکراسی چندین اعتراض بزرگ را دانشآموزان و دانشجویان برپا کردند. بهطور مثال، در سال ۱۹۶۵ دانشآموزان استعفای صدراعظم (داکتر یوسف) را بالای شاه قبولاندند، در سال ۱۹۶۸ حکومت را وادار کردند که قوانین معارف و پوهنتون را فسخ کند، در سال ۱۹۷۲ استعفای وزیر معارف، پوهنتون و تمامی رؤسای پوهنحیهای پوهنتون کابل را سبب شدند (کشککی، ۱۳۷۵: ۱۲۷، ۱۶۳).
مأموریت شکست خورده