نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینه دموکراسی در افغانستان
أ. دهه دموکراسی
- احزاب سیاسی در دهه دموکراسی
ادامه
در سال ۱۹۷۳، داود خان با یک کودتا سلطنت مشروطهی برادرزادهاش را سرنگون کرد و دولت جمهوری را تأسیس کرد. در این دوران، برخی اقدامات برای تقویت حقوق زنان و افزایش آموزش انجام شد. لیکن، دموکراسی به معنای واقعی شکل نگرفت و حکمرانی مستبدانه داود خان باعث نارضایتیها و بحرانهای سیاسی گردید. در سال ۱۹۷۸، یک کودتای کمونیستی باعث سقوط داود خان و تأسیس جمهوری دموکراتیک افغانستان شد. این حکومت با حمایت اتحاد جماهیر شوروی به قدرت رسید و تلاشهای گستردهای برای تحمیل اصلاحات اجتماعی و اقتصادی صورت گرفت. هرچند که این اصلاحات با مقاومت شدید مردم، گروههای اسلامی و مجاهدین مواجه شد. در نتیجه، در سال ۱۹۷۹، اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان حمله کرد تا این حکومت را حمایت کند که این امر به جنگهای داخلی و به یک بحران انسانی بزرگ در کشور منجر شد. با شکست و خروج شوروی در سال ۱۹۸۹ و سقوط حکومت کمونیستی در سال ۱۹۹۲، افغانستان به یک بحران عمیق دچار گردیده، وارد مرحلهی جنگهای خانمانسوز داخلی شد. گروههای مختلف مجاهدین بر سر قدرت و کنترل کشور با هم به جنگ داخلی پرداختند.
بیتردید «دهه دموکراسی» دوره نطفهگذاری دموکراسی در تاریخ معاصر کشور بود که به دلیل توشیح نشدن قانون احزاب، درگیریهای خانوادگی ظاهر شاه و سردار محمد داودخان، مداخله شوروی و… فروپاشید. کجاندیشان و طرفداران دموکراسی، دهه دموکراسی را یکی از فرصتهای طلایی برای افغانستان قلمداد میکنند و به این باورند که اگر پای منافع روبهافزایش اتحاد شوروی در افغانستان و منطقه به میان نمیآمد و خاندان ظاهر شاه رقابتها، نزاکتها، اختلافات و درگیریهای خانوادگی خویش را کنار میگذاشتند، افغانستان میتوانست به دموکراسی واقعی برسد و نهادهای قدرتمند و تأثیرگذار به وجود بیاورد. بیخبر از این که پایه و اساس دموکراسی بر اختلاف و تفرقه گذاشته شده است و دموکراسی برای آمریکا فقط یک ابزاری برای مداخله در امور داخلی کشورها است؛ چنانکه در عصر اشغال بیستساله بهخوبی قابل مشاهده است.