نویسنده: نهضت
فصل دوم: حقوق بشر اسلامی
4.مبانی حقوق بشر اسلامی
أ.مبانی هستیشناختی
- اصل توحید
ادامه:
أ.توحید در خالقیت و ربوبیت: بر اساس اصل توحید، خداوند هم خالق جهان و انسان است و هم تدبیرکننده آن. این بدان معناست که خداوند نه تنها جهان را آفریده است، بلکه به طور مستمر آن را مدیریت میکند. قرآن کریم در این باره میفرماید: «اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» (زمر: ۶۲). خداوند آفریننده همه چیز است.
این آیه نشان میدهد که همه موجودات، از جمله انسان، وابسته به خداوند هستند و بدون اراده او نمیتوانند به حیات خود ادامه دهند.
ب. توحید در تشریع و قانونگذاری: بر اساس توحید در تشریع، خاستگاه حقوق انسان، اراده خداوند متعال است و تنها او شایستگی دارد تا به وضع قانون و بیان حقوق و تکالیف بشر بپردازد. قرآن کریم میفرماید: «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ» (یوسف: ۴۰). حکم و فرمان تنها از آن خداست. این آیه بیانگر این است که قوانین و حقوق بشر باید بر اساس اراده الهی تعیین شوند، نه بر اساس خواستهها یا توافقهای بشری و انسانی صرف.
با بیان فلسفی، میتوان رابطه انسان با خدا و نیازمندی او به خدا را بر مبنای اصل علیت و امکان وجودی تبیین کرد. بر اساس این اصل، هر معلولی نیازمند به علت است؛ یعنی هرگاه معلولی بخواهد در خارج تحقق یابد، نیازمند علتی خواهد بود. هیچ موجودی که وصف معلولیت را داشته باشد، بدون علت به وجود نمیآید. بنابراین، وجود هر معلول نشاندهنده این است که علتی آن را به وجود آورده است. بر این اساس، تنها خداوند متعال است که غنی بالذات (بینیاز) و مستقل است، اما دیگر موجودات همگی آفریدگان خدا هستند و همواره فقیر و نیازمند به او میباشند. این مبنا، جهانبینی توحیدی را شکل میدهد و حقوق و تکالیف بشر در پرتو این جهانبینی معنا و تفسیر میشود.
ج. جهانبینی توحیدی و حقوق بشر: در نظام حقوقی مبتنی بر جهانبینی توحیدی، خداوند به عنوان هستی محض شناخته میشود که همه کمالات را داراست و از هر نقصی مبراست. از این رو، همه دیدگاهها، شناختها و قانونگذاریها، از جمله حقوق بشر، باید بر اساس توحید و خدامحوری استوار باشند. این نگرش، حقوق بشر را در چارچوبی الهی تعریف میکند که در آن، انسان به عنوان موجودی وابسته به خدا، موظف به رعایت قوانین الهی و احترام به حقوق دیگران است.