نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
تفاوت اسلام و دموکراسی
ادامه
قرآن کریم در این مورد چنین ارشاد فرموده است:
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (آلعمران، ۱۳۹).
ترجمه: شما هرگز سستی نکنید و [از فوت متاع دنیا] اندوهناک نشوید، زیرا شما پیروزمندترین و بلندترین ملل دنیایید اگر در ایمان ثابتقدم باشید.
بنابراین، از لحاظ عقیدتی، نهتنها شایسته نیست که اسلام را در هیچچیزی به جاهلیت پیوند دهیم؛ بلکه موظفیم در مواجهه با این موارد، این آیه از قرآن را وِرد زبان گردانیم:
«أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده، ۵۰).
ترجمه: آیا حکم جاهلیت را میجویند؟ برای آن مردمی که اهل یقین هستند چه حکمی از حکم خدا بهتر است؟
حقیقت دوم: شباهتِ عارضی و ظاهری نباید باعثِ فراموشیِ تفاوتهای فاحش و بنیادی شود که در اصل و اساسِ این دو نظام وجود دارد. اصولِ بنیادی و اساسی که نظامِ اسلام بر آن استوار گردیده است، با اصولِ بنیادی و اساسی که دموکراسی بر پایهی آن استوار است، اختلافاتِ ذاتی بسیاری دارد.
در اسلام، حاکمیت و تشریعِ قوانین در انحصارِ الله -تبارکوتعالی- است و شریک و همانندی برای او وجود ندارد. شریعتی که خداوند برای بشر فرستاده است، تنها شریعتِ مشروع و پذیرفتهشدهای است که میتواند در میان نوع بشر، به اجرا گذاشته شود. اما در نظامِ ساختهی بشر (دموکراسی)، حاکمیت و تشریعِ قوانین در انحصارِ خداوند نیست، بلکه در دستانِ کمتوانِ بشر است و در این نظام، شریعتِ ساختهی بشر در جامعه به اجرا گذاشته میشود.
در اسلام، انسان تزکیه و پاک میگردد تا جایگاهِ انسانی در بهترین و بالاترین حالت حفظ گردد. اما در نظامِ دموکراسی، انسان درهمشکسته میشود و تا اعماقِ اسفلالسافلین سقوط میکند.
همچنین از نگاهِ تاریخی نیز عاقلانه به نظر نمیرسد که بخواهیم اسلام را به دموکراسی نزدیک گردانیم؛ زیرا اسلام بیشتر از هزار سال بر دموکراسی تقدمِ زمانی دارد و شایسته است بگوییم که دموکراسی در برخی نقاط، مشابهتهایی با اسلام دارد نه اینکه اسلام با دموکراسی دارای مشابهت است. در عرفِ تاریخی، هر آنچه که قدمتِ بیشتری داشته باشد، محقتر و مقدمتر است.
مأموریت شکست خورده