نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
تفاوت اسلام و دموکراسی – ادامه
در جهان اسلام، متفکران و داعیانی وجود دارند که ظاهر دموکراسی آنها را دگرگون ساخته است. آنها چنین ادعا میکنند که: «آنچه مناسب است از دموکراسی میگیریم و شرّها و بدیهای آن را به خودش وا میگذاریم.» میگویند: «دموکراسی را مقیّد به میزان «ما أنزل الله» مینماییم و به شریعت خداوند پایبند میمانیم؛ الحاد، نابسامانیهای اخلاقی و ناهنجاریهای جنسی آن را کنار میگذاریم.»
برای چنین افرادی باید گفت: نظامی که شما توصیف میکنید و مشخصاتش را برمیشمارید، دیگر «دموکراسی» نیست، بلکه همان اسلام و دین الهی است. دموکراسی، یعنی «حکومت مردم بر مردم و بهواسطهٔ مردم» و در آن، تشریع و قانونگذاری از آنِ ملت است. هرگاه این اصل را ملغی کنید و آن را مقیّد و محدود سازید، دیگر آن چیزی نخواهد بود که امروزه به نام دموکراسی آوازهاش گوش فلک را کر کرده است.
اگر چنین نیست، میتوانید از دموکراتها بپرسید! به آنها بگویید: ما میخواهیم به «ما أنزل الله» عمل کنیم و آن را در جامعهمان پیاده سازیم. بگویید: جز در مواردی که نصی از قرآن، سنت یا اجماع علمای اسلامی در دست نباشد، مردم و نمایندگانشان نمیتوانند قانونگذاری کنند و از حق تصویب و ایجاد قانون برخوردار نیستند.
به دموکراسیون بگویید: ما میخواهیم حکم خداوند -جلّ جلاله- را دربارهٔ کسی که از دین برگشته، یا زنا کرده، یا سرقتی انجام داده و یا شرابخواری کرده اجرا کنیم. بگویید: ما میخواهیم زنان خود را ملزم به رعایت حجاب اسلامی کنیم، از خودآراییهای آنان جلوگیری نماییم و مانع برهنهشدنشان در سواحل و جادهها شویم!
بیتردید، پاسخ دموکراسیون چنین خواهد بود: «این، آن دموکراسیای نیست که ما میشناسیم. در دموکراسی، تنها مرجع قانونگذاری، ملت است و بس. هیچکس و هیچچیز نمیتواند این اختیار را محدود سازد (البته اینها در بُعد نظری است، چرا که همهکارهٔ پشت پردهٔ دموکراسی سرمایهداران هستند).»
میگویند دموکراسی به حریم شخصی افراد وارد نمیشود. هر کس بخواهد، میتواند از دینش بازگردد. اگر بخواهد، میتواند دوستدختر یا دوستپسر داشته باشد. هر کس میتواند هرطور که خواست بپوشد، و تنها خودش حق دارد نوع پوشش و میزان پوشیدگی بدنش را تعیین نماید. مردی میتواند به همسرش خیانت کند، بهشرط آنکه همسرش شکایتی نکند!
میگویند: برای آنچه میخواهید، اسم دیگری انتخاب کنید؛ اسمی غیر از دموکراسی. بنابراین، چه اصراری داریم که نظام و سیستمی را که میخواهیم، دموکراسی بنامیم؟ چرا آن را با نام زیبای اسلام مزین نسازیم؟ (محمد قطب، ۱۳۹۵: ص ۱۱۵)
مأموریت شکست خورده