نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
اخلاق و دموکراسی
دموکراسی داعیهدار و پرچمدار مردمداری و ضدیت با استبداد در چارچوب اضلاع سهگانه «قانونگرایی»، «مشارکت سیاسی» و «نظارتپذیری» است. ولی هدف یاد شده با تکیه صرف بر این اضلاع، دور از دسترس به نظر میرسد. صفحات تاریخ اقدامات سیاه پرشماری از دموکراسیها را به ثبت رسانده است؛ از جمله افغانستان در عصر بیستساله جمهوریت. آنچه موجب شده دموکراسی با ظاهری انسانی به فرجامی چنین غیرانسانی گرفتار شود، ضعف و یا به عبارت دیگر، فقدان ضلع چهارمی به نام «اخلاق» بوده است. واقعیت این است که دموکراسی با موجودی به نام انسان سروکار دارد که در عین بهرهمندی از قوّهی خرد، سودجو، خودخواه و استخدامگر است. افتادن قدرت به دست چنین موجودی از هر طریقی، او را به سمت طغیان و زیر پا نهادن هر محدودیتی، از جمله قواعد محدودکننده دموکراسی سوق میدهد. آنچه سبب میشود انسانی با این خصوصیات، به تکالیف صادرهشده از سوی دموکراسی که نوعاً همسنخ قواعد اخلاقی هستند، گردن نهد، این است که نظام حکومتداری و نظام سیاسی در یک بستر عقلانی و منطقی که بر پایههای اخلاقی استوار باشد، بر پا گردد. تنها در چنین صورتی است که انسان سودجو التزام به قواعد دموکراسی را منطقی خواهد یافت و به محدودیتهای آن سر خواهد سپرد. اما واقعیت نهچندان آشکاری که وجود دارد، این است که بسیاری از مکاتب مدعی دموکراسی، از فراهمساختن چنین بستری برای دموکراسی عاجز ماندهاند و ادعاهای دموکراسیخواهانه آنها در واقعیات اجتماعی مجال بروز پیدا نمیکند.
اخلاق در نظام معیوب دموکراسی محلی از اعراب ندارد. دموکراسی، نظامی تهی از اخلاق و مانند جسدی بدون روح است و این حقیقت از حالت و وضعیت برخورد سردمداران دموکراسی که سنگ آن را به سینه میزنند، مانند: نظام انگلیس که به آن مادر دموکراسی گفته میشود و فرانسه که بانی ایدهی حکومت مردمی و آمریکا که خود را مجری قوانین دموکراسی در جهان میپندارد، ثابت بهوضوح پیداست که با وجود شعارهای میانتهی از هیچ ظلمی در حق مردم خود و ملتهای دیگر دریغ نورزیدهاند و همواره حامی و پشتیبان ظالم بر علیه مظلوم بودهاند که حالت ملتهای مظلوم در سراسر جهان شاهد و گویای این واقعیت است. مگر همین آمریکا به دیگر همپیمانانش نیست که رژیم ظالم، ستمگر و صهیونیست اسرائیل را بر علیه ملت مظلوم فلسطین، سوریه و لبنان حمایت مالی و نظامی میکند؟ مگر همین آمریکا و دیگر غربیان ستمگر نبودند که به بهانههای واهی به افغانستان تجاوز نمودند و بیست سال تمام به عیاشی، ظلم و ستم و ترویج باورها و اندیشههای غربی پرداختند؟ این برنامهی غرب از گذشتههای دور تا اکنون ادامه دارد. کجای این دموکراسی اخلاقی است؟ اگر واقعاً دموکراسی خوب است و آزادی نیز یکی از اصول آن است، چرا آمریکا کشورهای دیگر را آزاد و آرام نمیگذارد؟ چرا از دخالت در امور داخلی کشورها دست برنمیدارد؟ تنها پاسخی که به این پرسشها میتوان ارائه نمود، این است که بگوییم: دموکراسی فقط ابزاری برای اشغال و استعمار کشورها است و در آن خبری از اخلاق و ارزشهای اخلاقی نیست.
مأموریت شکست خورده