فهرست بستن

نبی رحمت

تالیف: سید ابوالحسن ندوی
ماجرای مفصل غزوه «بدر»
رقابت برادران در کشتن دشمنان خدا و رسول
جوانان برای رسیدن به شهادت و حصول سعادت از یکدیگر سبقت می‌گرفتند، مسابقه و رقابت میان دوستان و برادران ادامه داشت.
«عبدالرحمن بن عوف (رضی‌الله عنه) می‌گوید من روز «بدر» در صف نبرد بودم که ناگهان اطراف خود دو نوجوان کم سن و سال را مشاهده نمودم از ناحیه آنها احساس بی اطمینانی کردم فکر کردم در این لحظه حساس آنها به من کمکی نخواهند کرد. ناگاه یکی آهسته بطوری که همراهش نشنود از من پرسید عمو جان «ابوجهل»! «ابوجهل» کدام است؟ لطفاً او را به من نشان دهید گفتم برادرزاده ابوجهل را می‌خواهی چکار کنی؟ گفت: من با الله عهد کرده‌ام که ابوجهل» را بکشم یا کشته شوم؛ همین‌که این نوجوان سخنش را تمام کرد همراهش آمد و مانند اولی آهسته درباره «ابوجهل» از من سوال کرد «عبدالرحمن بن عوف می‌گوید: دوست داشتم که کاش بجای این دو نوجوان دو نفر مرد رزمنده در کنار من می‌بودند به هر حال «ابوجهل» را به آن دو نوجوان نشان دادم آن‌ها همچون عقاب به سوی وی حمله ور شدند و او را از پای درآوردند و به زمین انداختند این دو نوجوان فرزندان «عفراء» بودند.
وقتی «ابوجهل» کشته شد حضرت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و سلم) درباره او فرمود: «ابوجهل، فرعون این امت بود.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *