تالیف: عبدالهادی مجاهد
دیموکراسی کفر است یا اسلام
مبانی فکری دیموکراسی «ادامه»
فیلسوفان مشهور دیموکراسی معاصر، هر یک (توماس هابز)، (جان لاک) و (ژانژاک روسو)، این اساس را برای دیموکراسی در شکل فلسفهی Social Contract (پیمان اجتماعی) تقدیم نمودند که خلاصهی آن به شکل ذیل است: فیلسوفان مذکور میگویند: انسانها در زمان قدیم به شکل فطری و طبیعی حیات خود را بهسر میبردند، زندگی آنها در آن وقت نامنظم بود، هیچ قانون و دولتی نداشتند تا امور آنها را تنظیم کند. بعدها مردم به داشتن قانون و حکومت ضرورت احساس کردند و برای ساختن نظام و قانون با هم جمع شدند و در میان خود یک پیمان اجتماعی (Social Contract) را ایجاد کردند که بعدها شکل حکومت و قانون را به خود گرفت و به این ترتیب تصور قانون و حکومت از ارادهی مردم به میان آمد.
دموکراسی بر مبنای این نظریه شکل گرفت، در حالیکه این نظریه برخلاف اصول اسلامی است و دموکراسی را کفر میداند.
نظریهی فوقالذکر بر مبنای انکار از الله تعالی، از پیامبرانش و از ادیان الهی استوار است. بدین معنی که (نعوذ بالله) نه الله(ج) وجود دارد و نه مردم را آفریده، و نه هم به آنها نظام، قوانین و پیامبران را فرستاده است. و یا اینکه الله خالق انسانها است ولی غیر از آفریدن دیگر کاری نکرده، نه پیامبران فرستاده و نه ادیان نازل کرده و نه انسانها را شیوهی تنظیم زندگی تعلیم داده است. اگر اینها را کرده میبود، پس در آنصورت به Social Contract (پیمان اجتماعی) فیلسوفان دموکراسی چه ضرورت بود؟
در جنگ فکری با غرب