نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسهی غرب و اسلام)
1.انتقادات وارد بر حقوق بشر غربی
د.فردگرایی افراطی
هسته اصلی متافیزیکی و هستیشناختی حقوق بشر غربی، فردگرایی است. در این نگرش، فرد به عنوان موجودی مستقل و خودبسنده در نظر گرفته میشود که میتواند بر جهان و محیط اطراف خود تسلط یابد و بهترین داور برای تعیین خوبیها و بدیها باشد. بر این اساس، فرد باید ارزشهای خود را انتخاب کند، برنامههای زندگی خود را طراحی نماید و هیچ نهاد یا شخصی نباید در رفتارهای فردی او دخالت کند. این دیدگاه، جنبههای مادی زندگی و تمایلات بشری را اصالت میبخشد و هرگونه اقتدار برتر از انسان، مانند دین یا اخلاق الهی، را مورد تردید قرار میدهد. در چنین نظامی، مصالح و حقوق فرد بر مصالح جامعه مقدم شمرده میشود و فرد به عنوان تنها منشأ تشکیل قراردادهای اجتماعی در نظر گرفته میشود.
این فردگرایی افراطی، اگرچه به ظاهر بر کرامت انسان تأکید میکند، اما در عمل باعث میشود که انسان از ابعاد جمعی و اجتماعی خود فاصله بگیرد. به گفته جین هرس، حقوق بشر غربی بیشتر بر حفظ فرد در برابر حکومت متمرکز است تا بر تعادل بین حقوق فرد و جامعه (وکیلی، 1384: 134). این نگرش، به جای تقویت همبستگی اجتماعی، به انزوا و خودمحوری دامن میزند و در نهایت، حقوق بشر را از رسالت اصلی خود، که حمایت از انسان در تمام ابعاد وجودی اوست، دور میسازد.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)