نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: چالشهای دموکراسی
چالشهای دموکراسی در جهان
ز. نابرابری اجتماعی و اقتصادی
نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی یکی دیگر از چالشهایی است که دموکراسی در طول دوران حیاتِ خود با آن مواجه بوده است. از جملهی نابرابریها میتوان به تفاوتها در درآمد، دسترسی به آموزش و بهداشت، فرصتهای شغلی و… اشاره کرد. نابرابریِ اجتماعی و اقتصادی بر مشارکتِ سیاسی که از اصولِ دموکراسی محسوب میشود، تأثیرِ منفی برجای میگذارد. افرادِ طبقاتِ پایینترِ اجتماعی و اقتصادی ممکن است به دلایلِ مالی، اجتماعی یا فرهنگی از مشارکت در فرایندهای دموکراتیک محروم شوند. احساسِ بینظمی و عدمِ توانایی در تأثیرگذاری بر تصمیمگیریهای سیاسی، افراد را از فرایندهای دموکراتیک دور میکند.
نابرابریِ اقتصادی غالباً به عدمِ نمایندگی در نهادهای سیاسی منجر میشود. افرادی که از شرایطِ مالیِ بهتری برخوردارند، بیشتر در معرضِ دستیابی به قدرت و نفوذ هستند، در حالی که اقشارِ کمدرآمد کمتر دیده میشوند و صدای آنها کمتر شنیده میشود. نظامِ دموکراسی با مواجه شدن با چالشِ نابرابریِ اجتماعی و اقتصادی، ضرباتِ محکمی بر پیکرِ جامعه وارد مینماید و تنشهای اجتماعی را تشدید میکند. نابرابریِ اجتماعی باعثِ ایجادِ تنشهای اجتماعی و بحرانهای سیاسی میگردد. در جوامعی که نابرابریهای عمیق وجود دارد، افراد احساسِ بیعدالتی میکنند و این میتواند به تظاهرات، شورشها و نهایتاً بیثباتیِ دموکراتیک منجر شود.
حاصل آنکه دموکراسی یا مردمسالاری، حتی از نگاهِ بسیاری از موافقانِ بزرگِ آن، مجاز و مغلطهای بیش نبوده و نیست. دموکراسی همواره با چالشهای عوامفریبی، استبدادِ اکثریت، موبوکراسی یا غوغاسالاری، اولیگارشی یا گروهسالاری، قانونگذاری، فسادِ سیاسی و نابرابریِ اجتماعی و اقتصادی درگیر بوده است. دموکراسیای که با این چالشها روبهرو نبوده باشد، تاکنون در جهان دیده نشده است. نظامِ دموکراسیِ غربی همواره با این چالشها روبهرو بوده است که این چالشها بهتدریج زمینهی افول و رکودِ آن را فراهم نموده است.
مأموریت شکست خورده