تالیف: سید ابوالحسن ندوی
شکیبایی یک زنِ باایمان
صفیه بنت عبدالمطلب خواست پیکرِ برادرِ حقیقیاش «حمزه» را ببیند؛ اما رسولاللهصلیالله علیه و سلم به فرزندش «زبیر بنالعوام» گفت: برو و او را برگردان تا وضعیتِ برادرش را نبیند.
«زبیر» به او گفت: مادر جان، حضرتِ رسولِ اکرم صلیالله علیه و سلم به شما دستور میدهد که برگردید. گفت: برای چه؟ من که خبر شدهام برادرم مثله شده است (یعنی اعضای او را بریدهاند) و این بهخاطرِ الله بوده است. من از الله امیدوارم و اجر و پاداش میخواهم و انشاءالله صبر خواهم کرد. بنابراین نزد پیکرِ برادرش آمد و او را زیارت نمود: إنا لله و إنا إلیه راجعون گفت و برایش دعا و استغفار کرد، سپس به دستورِ رسولالله صلیالله علیه و سلم، پیکرِ حضرت «حمزه» (رضیالله عنه) به خاک سپرده شد.
مصعب بن عمیر و شهدای اُحد رضیالله عنهم چگونه به خاک سپرده شدند
مصعب بن عمیر که پرچمدارِ رسولالله صلیالله علیه و سلم و از مرفهترین جوانانِ قریش قبل از اسلام بود، شهید شد. با پارچهای او را کفن کردند که اگر سرش را میپوشاندند، پاهایش ظاهر میشد و اگر پاهایش را میپوشاندند، سرش ظاهر میگشت. بنابراین رسولالله صلیالله علیه و سلم فرمود: سرش را بپوشانید و بر قسمتِ پاهایش برگِ «اذخر» بگذارید.
رسولِ اکرم صلیالله علیه و سلم دو نفر شهید را در یک پارچه کفن میپوشانید، سپس میفرمود: کدامیک از آنها قرآن را بیشتر فراگرفته است؟ هرگاه به یکی اشاره میکردند، حضرتش او را جلوتر از شهدای دیگر در لَحد میگذاشت و فرمود: من در روزِ قیامت بر اینها گواه هستم.
دستور داد همگی شهدا را با خونهایشان به خاک بسپارند. آن حضرت نه بر شهدا نماز خواند و نه آنها را غسل داد.