فهرست بستن

‌مأموریت شکست‌خورده

نویسنده: محبوبیفصل چهارم: چالش‌های دموکراسیچالش‌های دموکراسی در افغانستان‌ج. تعدد بی‌رویهٔ احزاب متفرق و بی‌برنامهادامهدر عصر جمهوریت، اگرچه این شمار از احزاب که بیشتر آن‌ها با پسوند، پیشوند و میان‌وند ملی فعالیت می‌کردند، به‌جرئت می‌توان گفت که هیچ حزب سراسری و ملی در این کشور نمی‌توان سراغ داشت. این یک واقعیت انکارناپذیر است که احزاب سیاسی در افغانستان، چه در گذشته و چه در عصر بیست‌سالهٔ جمهوریت، چه راست‌گرا و چه چپ‌گرا، بدون استثنا همه‌ی آن‌ها همواره مهر قومی بر پیشانی داشته‌اند. از سوی دیگر، ظهور احزاب سیاسی در افغانستان، به‌گونه‌ای بی‌رویه، بیش از اینکه ایجابات و خواسته‌های جامعهٔ افغانی بوده باشد، بیشتر محصول حمایت‌های خارجی و ایدئولوژی‌های وارداتی بوده است، به همین دلیل احزابی که با پشتیبانی خارجی‌ها تشکیل شده بودند، نمی‌توانستند از محدودهٔ منافع حامیان خارجی خویش پا فراتر بگذارند و از منافع ملی کشور خود نمایندگی کنند؛ بنابراین می‌توان گفت: اگرچه تعدد احزاب از اصول اساسی دموکراسی است، اما در مقاطع و مراحلی که بی‌رویه پیش برود، می‌تواند به ضرر آن تمام شود و به‌عنوان یک چالش و مانع در مقابل آن قرار بگیرد. در افغانستان عصر جمهوریت چنین بود. هنگامی که اساس یک نظام بر تفرقه و تعدد گذاشته شود و این تفرقه و تعدد از اصول اصلی آن باشد، با گذشت زمان این تعدد و تفرقه تا آنجا پیش می‌رود که تبدیل به تهدیدی بالفعل برای آن نظام می‌شود؛ دموکراسی در افغانستان با چنین سرنوشتی دچار گردید؛ همین تعدد احزابی که خودش جواز آن را صادر کرده بود، به‌مرور زمان زمینه‌های بربادی و تباهی آن را فراهم آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *