نویسنده: امیری
مذاکرات میان ایران و ایالات متحده که پس از چند سال وقفه، با امید به کاهش تنشها از سر گرفته شده بود، همزمان با موجی از حملات هوایی اسرائیل به خاک ایران وارد مرحلهای بحرانی شد. آنچه این وضعیت را پیچیدهتر میسازد، نقش دونالد ترامپ است؛ سیاستمداری که در ظاهر خواهان بازگشت ایران به میز مذاکره است، اما همزمان از اقدامات نظامی اسرائیل علیه ایران چشمپوشی میکند. این مقاله در پی تحلیل این تناقض، بررسی پیامدهای آن بر آیندهٔ مذاکرات و واکنشهای منطقهای و بینالمللی است.
مذاکرات جدید هستهای میان ایران و ایالات متحده در اوایل سال ۲۰۲۵، با میانجیگری عمان و اتحادیهٔ اروپا آغاز شد. این مذاکرات از ابتدا با چالشهای جدی همراه بود. ایران خواهان لغو تحریمها پیش از هر توافق تازه بود، در حالی که دولت ترامپ خواهان بازگشت کامل ایران به تعهدات پیشین و حتی گسترش دامنهٔ توافق به موضوعات منطقهای مانند برنامهٔ موشکی و نفوذ در سوریه و یمن بود.
در تاریخ ۱۲ ژوئن، گزارش شد که فرستادهٔ ویژهٔ آمریکا در امور ایران، استیو ویتکاف برای مذاکره با نمایندگان ایران به عمان سفر کرده و جلساتی پشت درهای بسته در مسقط برگزار شده است. این مذاکرات با هدف احیای نسخهای تعدیلشده از برجام انجام میشد. با این حال منابع ایرانی اعلام کردند که شرط واشنگتن برای قطع کامل غنیسازی و دسترسی بینالمللی به تأسیسات هستهای غیرقابلپذیرش است.
در حالی که دور ششم مذاکرات هستهای قرار بود روز یکشنبه ۱۵ ژوئن در مسقط برگزار شود، در صبح روز جمعه ۱۳ ژوئن، ارتش اسرائیل چندین حملهٔ هوایی گسترده به اهداف نظامی و هستهای ایران انجام داد. این حملات از سوی اسرائیل بهعنوان پاسخ پیشدستانه به تهدیدات فوری عنوان شد و طبق بیانیهٔ تلآویو هدف از این عملیات جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و تخریب زیرساختهای تهدیدزا بوده است.
در این حملات، مناطقی در نطنز، اصفهان، کرج، پایگاههای موشکی در نزدیکی تهران، پالایشگاهها و انبار نفت از جمله انبار نفت شهران هدف حملهٔ اسرائیل قرار گرفتند. مقامات ایران تا فعلاً کشته شدن دهها تن از افراد بلندپایهٔ جمهوری اسلامی را بر اثر حملات اسرائیل تأیید میکنند که در میان آنها غیرنظامیان نیز حضور دارند. ایران بلافاصله پس از این حملات، سامانههای دفاع هوایی را فعال و وعدهٔ پاسخ سخت به اسرائیل را داد. در حالی که امروز سومین روز از حملهٔ اسرائیل به ایران است، شبکهٔ CNN به نقل از منابع کاخ سفید گفته است که حملات اسرائیل به ایران تا چند هفتهٔ دیگر ادامه خواهد داشت و این حملات با حمایت ایالات متحده انجام میشود.
دونالد ترامپ در اولین واکنش رسمی به حملات اسرائیل، نهتنها از آن انتقاد نکرد، بلکه در مصاحبهای اختصاصی با رویترز، اذعان کرد که «ما از همه چیز اطلاع داشتیم» و «زمان آن فرا رسیده بود که ایران بهای رفتارهایش را بدهد». او همچنین افزود که «ایران ۶۰ روز فرصت داشت تا توافق کند و امروز روز ۶۱ است» (Reuters، 13 June). اکنون که عباس عراقچی، وزیر خارجهٔ ایران، ترامپ را شریک اسرائیل در این حملات میداند، ترامپ اما این حرف را رد کرده و اظهار میدارد که هیچ اطلاعی از این اقدام نظامی اسرائیل نداشته است. آمریکا در تلاش است تا ایران را به وضعیتی سوق دهد که هیچ گزینهای جز تسلیم شدن در برابر آمریکا نداشته باشد، بنابراین از دو ابزار اصلی «مذاکره» و «اقدام نظامی» علیه این کشور استفاده میکند. و حالا این سیاست دوگانهٔ ترامپ که در ظاهر مذاکره و در باطن اقدام نظامی علیه ایران است، میتواند به یک بحران ساختاری در سیاست خارجی آمریکا منجر شود؛ بهویژه در چنین شرایطی که ترامپ نیاز به نمایش موفقیت در سیاست خارجی خود برای انتخابات دارد.
آیندهٔ این تنشها چه خواهد بود؟
سؤال کلیدی این است که آیا ایران و آمریکا دوباره به مسیر مذاکره باز میگردند یا خیر؟ اکنون ایران دیگر اعتمادی به واشنگتن ندارد بلکه واشنگتن را مسبب این حملات به ایران میداند. دونالد ترامپ با ایفای همزمان دو نقش دیپلمات و حامی عملیات نظامی اسرائیل، وضعیت پیچیدهای را رقم زده است؛ ایران در شرایط کنونی، بازگشت به مذاکرات را نوعی عقبنشینی تلقی خواهد کرد. مقامات ایرانی این حملات را اقدامی خصمانه با اطلاع و هماهنگی کامل واشنگتن توصیف کردند. وزارت خارجهٔ ایران پس از این اقدام اسرائیل، مذاکرات در مسقط را متوقف و اعلام کرد تا زمانی که این رفتار خصمانه متوقف نشود، ایران به میز مذاکره باز نخواهد گشت. علاوه بر این، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران با حملهای گسترده به پایگاههای نظامی اسرائیل در جولان و حملات موشکی به بندر حیفا پاسخ داد. از سوی دیگر، اردن و عربستان سعودی از احتمال گسترش بحران ابراز نگرانی کرده و ایالات متحده را به مدیریت مسئولانهٔ بحران فراخواندند. اما ترامپ میخواهد رد پای خود را از این اقدام پاک کند. وی در واکنش به سخنان وزیر خارجهٔ ایران هشدار میدهد که آمریکا هیچ دستی در این حملات نداشته و اگر ایران به پایگاههای این کشور حمله کند، پاسخ سخت آمریکا را به دنبال خواهد داشت.
تأثیر بر بازارها و توازن منطقهای:
بازارهای جهانی پس از این حملات بهشدت واکنش نشان دادند. قیمت نفت برنت به بیش از ۹۵ دلار رسید و ارزش دلار در برابر یورو سقوط کرد. تحلیلگران معتقدند که اگر تنگهٔ هرمز ناامن شود، موجی از رکود اقتصادی منطقهای و جهانی در راه خواهد بود.
نقش دوگانهٔ ترامپ در بحران اخیر ایران و اسرائیل، بازتابی از استراتژی گستردهتر ایالات متحده در قبال خاورمیانه است. استراتژیای که در آن، ابزار نظامی و فشار سیاسی همزمان با ابزار دیپلماتیک به کار گرفته میشود. تا زمانی که آمریکا نتواند میان نقش میانجی و اقدام نظامی تمایزی جدی قائل شود، چشمانداز توافقی پایدار و قابلاعتماد دور از دسترس باقی خواهد ماند.