فهرست بستن

حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)

نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسه غرب و اسلام)
2.مقایسه حقوق بشر غربی با اسلام
‌ز.از حیث واسطه در استدلال
اعتبار یک نظام حقوقی به میزان توانایی آن در ارائه برهان‌ها و استدلال‌های منطقی و قابل قبول بستگی دارد. یک نظام حقوقی برهان‌پذیر و استدلال‌پذیر، نظامی است که بتوان درباره سودمندی یا زیان‌بار بودن آن به صورت منطقی بحث کرد و برهان‌هایی اقامه نمود. در این میان، برهان‌های عقلی از اعتبار بیشتری نسبت به برهان‌های تجربی برخوردار هستند، زیرا برهان‌های تجربی ممکن است تحت تأثیر شرایط مختلف قرار گرفته و نتایج متفاوتی ارائه دهند.
نظام حقوق بشر غربی، به دلیل اینکه مبتنی بر قواعد و مقررات اعتباری و قراردادی است، از نظر برهان‌پذیری با چالش‌هایی مواجه است. این قواعد، که زاییده ذهنیت انسان‌ها و توافقات اجتماعی هستند، ممکن است در یک زمان و مکان خاص به عنوان حق تلقی شوند، اما در زمان و مکان دیگر نادرست یا ناکارآمد جلوه کنند. از آنجا که این قواعد ریشه در واقعیت‌های تکوینی و ثابت ندارند، نمی‌توان درباره آنها به صورت قطعی استدلال کرد. این در حالی است که نظام حقوق بشر اسلامی، برخلاف نظام حقوقی غربی، بر پایه اصولی استوار است که ریشه در واقعیت‌های تکوینی و الهی دارند. این اصول، که از اصالت و حقیقت برخوردارند، زاییده انتزاع ذهنی افراد یا گروه‌های خاص نیستند، بلکه از منابع وحیانی و الهی سرچشمه می‌گیرند. بنابراین، نظام حقوقی اسلام قابلیت اقامه برهان‌های عقلی را دارد و می‌توان درباره سودمندی و اعتبار آن به صورت منطقی بحث کرد.
برهان‌های تجربی، اگرچه ممکن است در برخی موارد مفید باشند، اما همواره در معرض تردید و بهانه‌جویی قرار دارند. برای مثال، ممکن است گفته شود که یک قانون خاص در ذات خود سودمند است، اما به دلیل اجرای نادرست توسط کارگزاران، نتایج مطلوبی به دنبال نداشته است. این نوع توجیهات، که پس از شکست یک نظام یا قانون ارائه می‌شوند، نشان‌دهنده ضعف برهان‌های تجربی هستند. به عنوان نمونه، برخی از طرفداران مارکسیسم پس از فروپاشی این نظام، با استناد به اجرای نادرست قوانین، به دفاع از آن پرداختند. این در حالی است که در برهان‌های عقلی، چنین توجیهاتی جایگاهی ندارند و استدلال‌ها بر پایه اصول منطقی و ثابت استوار هستند.
در میان انواع برهان‌های عقلی، از لحاظ فلسفی و منطقی برهان عقلی « لمی» از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا در این نوع برهان، واسطه در اثبات، علت فاعلی (علت ایجاد کننده) و علت غایی (هدف نهایی) است. علل فاعلی و غایی، برخلاف علل صوری و مادی که تنها به ماهیت اشیا مربوط می‌شوند، تضمین‌کننده وجود اشیا هستند و به همین دلیل از اعتبار بیشتری برخوردارند. در جهان هستی، همه موجودات به جز ذات باری تعالی، دارای علت فاعلی و غایی هستند. برخی از موجودات، مانند اندیشه‌ها، فرشته‌ها و ارواح، فاقد ماده یا صورت هستند، اما همچنان دارای علت فاعلی و غایی می‌باشند. این نشان می‌دهد که علل فاعلی و غایی از قدرت و سودمندی بیشتری نسبت به علل مادی و صوری برخوردارند.
نظام حقوق بشر اسلامی، با توجه به اینکه بر پایه برهان‌های عقلی لمی استوار است، به وضوح از نظام حقوق بشر غربی که مبتنی بر برهان‌های تجربی و قراردادی است، برتر می‌باشد. در نظام حقوقی اسلام، قوانین نه تنها به تنظیم روابط اجتماعی می‌پردازند، بلکه هدف نهایی آنها هدایت انسان به سوی کمال و تقرب به خداوند است. این اهداف، که ریشه در علل غایی دارند، به نظام حقوقی اسلام اعتبار و ثبات می‌بخشند. در نتیجه، نظام حقوقی اسلام نه تنها از نظر منطقی قابل دفاع است، بلکه از نظر اخلاقی و معنوی چنانچه که بیان شد نیز بر نظام‌های حقوقی غربی برتری و ارجحیت دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *