فهرست بستن

حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)

نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسه غرب و اسلام)
2.مقایسه حقوق بشر غربی با اسلام
‌ط.از حیث امکان رعایت حقوق بشر
تمدن غرب به دلایل متعددی قادر به تحقق کامل حقوق بشر نیست. یکی از مهم‌ترین این دلایل، نگاه تک‌بعدی این تمدن به انسان است. در تمدن غرب، انسان صرفاً به عنوان یک موجود مادی در نظر گرفته می‌شود و به بعد معنوی او، که قلمرویی بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر از بعد مادی دارد، توجهی نشده است. این نگاه محدود و ناقص به انسان، باعث شده است که شناخت تمدن غرب از انسان، هرگز نتواند یک شناخت دقیق، جامع و کامل باشد. تا زمانی که شناخت دقیقی از انسان به دست نیاید، تشخیص حقوقی که واقعاً با مصالح و نیازهای او سازگار باشد، امکان‌پذیر نخواهد بود. به عبارت دیگر، نظام‌های حقوق بشر که محصول تمدن‌های مادی‌گرا هستند، یا تمدن‌هایی که معنویات را صرفاً به عنوان امری فرعی و تجملی در نظر می‌گیرند، هرچقدر هم که ادعا کنند انسان‌محور هستند، نمی‌توانند گام‌های مؤثری برای تحقق حقوق انسان، به عنوان موجودی شریف و وابسته به ارزش‌های عالی، بردارند.
دلیل دوم این است که در تفکر غربی، انسان نه به عنوان اشرف مخلوقات و نماینده خداوند، بلکه به عنوان حیوانی دوپا و تکامل‌یافته از نسل حیوانات چهارپا معرفی می‌شود. این نگاه کاهش‌گرایانه به انسان، باعث شده است که حقوقی که در غرب برای انسان در نظر گرفته می‌شود، متناسب با شأن و منزلت یک حیوان باشد، نه متناسب با مقام والای خلیفه‌اللهی که انسان در واقعیت دارد. تمدن غرب، انسان را تا حد توده‌ای از ماده و حیوانی تکامل‌یافته تنزل داده و حتی مدارج انسانی را نیز از او سلب کرده است. این تمدن، انسان را از مقام خلافت الهی به سطحی پایین‌تر از حیوانات تنزل داده است. حتی اگر تمدن غرب به وعده‌های خود عمل کند و همه امکانات مادی را در اختیار انسان قرار دهد، باز هم نتوانسته است خدمتی واقعی به انسان بکند؛ زیرا وقتی بصیرت و بینش معنوی از انسان گرفته شود، داشتن ابزارهای مادی مانند مشعل، چراغ قوه یا پروژکتور، هیچ سودی به حال او نخواهد داشت. انسان بدون بینش معنوی، مانند کسی است که در تاریکی مطلق به سر می‌برد، حتی اگر تمام ابزارهای روشنایی دنیا را در اختیار داشته باشد.
در نتیجه، تمدن غرب به دلیل نگاه محدود و مادی‌گرایانه‌اش به انسان، قادر به تحقق کامل حقوق بشر نیست. این تمدن با نادیده گرفتن بعد معنوی انسان و تنزل دادن او به سطح یک حیوان، نه تنها نتوانسته است حقوق واقعی انسان را تأمین کند، بلکه حتی شأن و منزلت انسانی را نیز زیر سؤال برده است. برای تحقق واقعی حقوق بشر، لازم است که انسان به عنوان موجودی دارای ابعاد مادی و معنوی در نظر گرفته شود و حقوقی متناسب با شأن والای او به عنوان خلیفه‌الله تعیین گردد. تنها در این صورت است که می‌توان به تحقق حقوق بشر به معنای واقعی آن امیدوار بود.
در کل با توجه به بحث مقایسه حقوق بشر غربی با نظام اسلامی باید گفت: حقوق بشر در اسلام و غرب، دو نظام حقوقی متمایز با مبانی، اهداف و روش‌های متفاوت هستند. در نظام حقوقی اسلام، حقوق انسان بر پایه‌ی وحی الهی و فطرت تکوینی استوار است و هدف نهایی آن، تحقق عدالت الهی، تکامل معنوی انسان و تقرب به خداوند است. این نظام، حقوق فردی را در چارچوب مسئولیت‌های اجتماعی و اخلاق الهی تعریف می‌کند و بر پیوند عمیق بین حقوق و اخلاق تأکید دارد. در مقابل، حقوق بشر غربی با محوریت اومانیسم و فردگرایی، بر اراده‌ی انسانی و قراردادهای اجتماعی استوار است و بیشتر به تأمین مصالح مادی و دنیوی انسان می‌پردازد. این نظام، با نادیده گرفتن ابعاد معنوی و اخلاقی، حقوقی نسبی و متغیر ارائه می‌دهد که اغلب به فردگرایی افراطی و بی‌مسئولیتی دامن می‌زند.
تفاوت اصلی بین این دو نظام، در نگاه به انسان و جایگاه او در جهان است. اسلام انسان را به عنوان خلیفه‌الله و موجودی هدفمند می‌داند که حقوق و تکالیفش در راستای تقرب به خداوند تعریف می‌شود. این نگرش، حقوق بشر را در چارچوبی جامع و پایدار قرار می‌دهد که هم به نیازهای مادی و هم به نیازهای معنوی انسان پاسخ می‌گوید. در حالی که غرب، انسان را به موجودی مادی و تکامل‌یافته تقلیل داده و حقوق او را صرفاً بر اساس نیازهای دنیوی و قراردادهای اجتماعی تعریف می‌کند. این نگاه، حقوق بشر را به پدیده‌ای نسبی و محدود تبدیل کرده که در مواجهه با تعارض منافع، با چالش‌های اخلاقی و عملی روبه‌رو می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *