نویسنده: نهضت
فصل اول: کلیات و مفهومشناسی
- انسان
ب. انسان از دیدگاه عبودیت
در نظام فکری اسلام، انسان موجودی است که ماهیت وجودیاش سراسر گواهی بر فقر ذاتی و وابستگی مطلق به خداوند متعال دارد. این دیدگاه که ریشه در آیات قرآن کریم و روایات و عقل سلیم دارد، تصویری کاملاً متفاوت از انسانشناسی اومانیستی ارائه میدهد. قرآن کریم در سوره فاطر به صراحت اعلام میکند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» (فاطر، ۱۵). این آیهی شریفه نهتنها یک توصیهی اخلاقی، بلکه بیانگر واقعیتی هستیشناختی است که تمام شئون وجودی انسان را تحتالشعاع قرار میدهد. برای درک عمیق این مفهوم، باید به تحلیل فلسفی فقر وجودی انسان پرداخت. از دیدگاه حکمت اسلامی، انسان بهعنوان ممکنالوجود، در ذات خود هیچ استقلال و غنایی ندارد. تمام هستی او عین نیاز و وابستگی به وجود بخشندهای است که غنی بالذات است. این وابستگی تنها محدود به مرحلهی خلقت نیست، بلکه در تمام مراحل بقا و ادامهی حیات نیز جریان دارد. همانطور که قرآن کریم میفرماید: «وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ» (نحل، ۵۳). هر نعمتی که در اختیار انسان است، از جانب خداست.
این فقر وجودی در سه سطح قابل بررسی است: نخست در سطح تکوینی و آفرینش: انسان در ابتدای وجود خود چیزی نبوده است. قرآن کریم با صراحت میپرسد: «هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُن شَیْئًا مَّذْکُورًا» (انسان، ۱). این آیه بهوضوح نشان میدهد که انسان دورهای از زمان را پشت سر گذاشته که اصلاً وجودی نداشته است. دوم در سطح بقا و تداوم حیات: ادامهی زندگی انسان نیز کاملاً وابسته به ارادهی الهی است. هیچ لحظهای از حیات انسان نیست که مستقل از فیض الهی باشد. یعنی اگر برای چشم برهمزدنی توجه الهی از انسان قطع شود، نابود خواهد شد. سوم در سطح تمام شئون زندگی: قرآن کریم تأکید میکند که انسان حتی قادر به شمارش نعمتهای الهی نیست: «وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا» (ابراهیم، ۳۴). این نشان میدهد که تمام ابعاد زندگی انسان، از نیازهای اولیهی جسمانی تا پیچیدهترین مسائل روحی و روانی، وابسته به لطف الهی است.