تالیف: عبدالهادی مجاهد
آیا ممکن است اسلام از طریق نظام انتخاباتی نافذ گردد؟
«ادامه»
دلیل ششم: دیموکراسی زادهٔ نظام سرمایهداری (کپیتالیز) و مظهری سیاسی آن است و به هر مقداری که در جهان اسلام دیموکراسی حاکم میگردد، به همان اندازه نظام استوارتر بر (سود) و (احتکار) سرمایهداری که نظام اقتصادی مخالف اسلام است نیز محکمتر و راسختر میگردد. اگر بالفرض کدام گروه اسلامی از طریق دیموکراسی به قدرت هم برسد، آن گروه نیز آهستهآهسته به مرور زمان جزئی از نظام سرمایهداری میگردد و از نظام اقتصادی اسلام خارج میگردد.
دلیل هفتم: سیاست انتخاباتی چون لجنزاری است که هر گاه حزبی از احزاب اسلامی در آن بیفتد، خروجش از آن کار نهایت دشواری میباشد. همه گروههای اسلامی که یکبار در سیستم دیموکراسی داخل شدهاند، از مبارزه انقلابی و جهادی برای غلبه اسلام دست کشیدهاند؛ زیرا شرط سیاست دیموکراتیک این است که مبارزه مسلحانه ترک شود. ترک مبارزه مسلحانه، و بستن امیدهای غلبه اسلام با دیموکراسی و انتخابات، و سپس این کار را مبارزه اسلامی خواندن، در حقیقت یک سد خطرناک است در راه تنفیذ اسلام؛ زیرا این کار سبب بیباوری مسلمانان بر جهاد و نتایج مراتب بر آن میگردد.
در جنگ فکری با غرب