تالیف: سید ابوالحسن ندوی
ندامت ابولبابه و قبول توبه او
«ابولبابه» میگوید قسم به خدا هنوز از جای خود تکان نخورده بودم که فوراً متوجه شدم که نسبت به خدا و رسول او مرتکب خیانت گشتهام. بعد از این ماجرا «ابولبابه» برگشت، اما خدمت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم شرفیاب نشد و خود را با ستونی از ستونهای مسجد نبوی محکم بست و گفت من از اینجا اصلاً تکان نمیخورم تا اینکه خداوند متعال توبه مرا قبول فرماید و من با الله عهد کردهام که دیگر در منطقه «بنیقریظه» قدم نخواهم گذاشت و منطقهای که در آنجا نسبت به خدا و رسولش خیانت کردهام، آن را دوباره نخواهم دید.
«ابولبابه» (رضیالله عنه) در همین حال بود که خداوند توبه او را پذیرفت و فرمود:
و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئا عسى الله أن يتوب عليهم إن الله غفور رحيم (سوره توبه آیه ۱۰۲)
و بعضی دیگر آنهایند که اعتراف کردند به گناهان خود که آمیختهاند عمل نیک را با عمل بد. امید است که الله توبهشان را بپذیرد، که البته خدا آمرزنده و مهربان است.»
هنگامی که این آیه نازل شد، مردم به سوی «ابولبابه» حرکت کردند تا او را از ستون مسجد باز کنند، اما او گفت: قسم به خدا هرگز نمیگذارم تا اینکه خود آن حضرت با دست مبارکش مرا آزاد کند.
وقتی رسول الله صلیالله علیه و سلم برای نماز صبح تشریف برد، او را از ستون رها کرد. «ابولبابه» حدود بیست شب با ستون بسته شده بود؛ همسرش هنگام نماز میآمد و او را برای نماز رها میکرد. بعد از نماز دوباره سر جای خود برمیگشت و خود را با ستون میبست.
نبی رحمت