نویسنده: امیری
مخاطبان رسانههای غربی، بسیاری از تصورات خود دربارهٔ اسلام را از طریق همین رسانهها کسب میکنند. بنابراین وقتی این رسانهها دنبال تهیهٔ روایتهای منفی از اسلام و مسلمانان باشند و از این بازنماییهای نادرست در مورد اسلام استفاده کنند، چهرهٔ اسلام در ذهن مخاطبان به نمادی ترس و نفرت تبدیل خواهد شد.
شبکهٔ “سیانان” بهویژه در دههٔ ۲۰۱۰، به دلیل پوشش افراطی و تهدیدات تروریستی در خاورمیانه نقش قابلتوجهی در پیوند ذهنی مخاطب غربی بین اسلام و خشونت ایفا کرد. در بازنمایی بحرانهای سوریه و عراق اغلب تمرکز این رسانه نه به قربانیان مسلمان بلکه بر تهدید بالقوهٔ آنها علیه غرب بود. در این بحرانها اسلام بهعنوان عنصری تعیینکننده در خشونت معرفی میشود، بیآنکه به ریشههای سیاسی، استعماری و اقتصادی بحرانها اشاره شود.
شبکهٔ “فاکسنیوز” بهطور آشکار روایتهای اسلامستیزانه دارد. این رسانه بهویژه پس از ۱۱ سپتامبر و همچنان در دورهٔ ریاستجمهوری ترامپ که تا فعلاً ادامه دارد، همسو با گفتمان سیاسی ضد مهاجرت و ضد اسلام عمل کرده است. میتوان گفت این رسانه بیشتر یک بازیگر سیاسی فعال علیه اسلام و مسلمانان است، نه یک رسانهٔ خبری معتبر.
بنابراین این گفتمان “اسلام خطرناک” که در این رسانهها رواج یافته است، دست سیاستمداران را برای اعمال قوانین محدودکننده باز گذاشته و در عین حال روابط میانفرهنگی را مختل میسازد. این رسانهها یکی از تأثیرگذارترین ابزارها در شکلدهی به افکار عمومی هستند، که نهتنها اطلاعات را منتقل میکنند بلکه از طریق انتخاب گزینشی محتوا، زاویهدید خاص، زبان تصویری و کلامی، چارچوببندی اخبار، نقش تعیینکنندهای در بازنمایی از “دیگری” ایفا میکنند.
اسلام بهعنوان دینی که اغلب بیرون از چارچوب مسیحیت و فرهنگ سکولار غربی قرار میگیرد، یکی از مصادیق بارز این بازنماییهای رسانهای است. تبعیض در محیطهای کاری، آموزش، خدمات عمومی و حتی سیاست از اثرات منفی این بازنماییهاست.