نویسنده: محبوبی
فصل اول: لیبرالیسم
- اصول لیبرالیسم
ادامه
أ. فردگرایی یا اصالت فرد
فردگرایی یا اصالت فرد، یکی از اصول لاینفک لیبرالیسم است. فردگرایی و لیبرالیسم به این صورت با هم در ارتباطاند که فردگرایی زمینهای برای درک و فهم نگرشهای لیبرال و راه ورود به جهان لیبرال است؛ در حقیقت لیبرالیسم تنها به دلیل تأییدیهای که فردگرایی بر ویژگیها و مشخصات این مکتب داشته، توانسته است در صحنهی اندیشه و تفکر بشری ظهور و بروز یابد.
از همین جهت «جان دیوی» به این باور است که: «ایدهی آزادی در سنت آزادیخواهان – در آمریکا و انگلیس – با فردگرایی پیوند خورده است و این ارتباط چنان محکم و بر زبانها چنان جاری بود که مردم آن را امری ذاتی (برای لیبرالیسم) میپندارند. تا آنجا که اگر از کسی میشنیدند که لیبرالیسم منبع و پایهی دیگری غیر از فردگرایی دارد، بهشدت متعجب و شگفتزده میشدند» (جان دیوی، بیتا: 33).
فردگرایی به دو مفهوم مختلف آمده است:
1- فردگرایی به معنای خودپرستی، خوددوستی و خودخواهی که این معنا از زمان رنسانس تا قرن بیستم، بر اندیشهی غربیان غالب گشته و این همان گرایش سنتی در ادبیات لیبرال است.
2- فردگرایی به معنای استقلال فرد از طریق عمل پیوسته و اعتمادبهنفس؛ این دیدگاه عملگرایان (پراگماتیستها) بوده که مفهومی جدید از فردگرایی است.