نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
2.انواع انسانشناسی
انسانشناسی به عنوان یکی از مهمترین حوزههای معرفتی بشری، با رویکردهای مختلفی به مطالعه ابعاد گوناگون وجود انسان میپردازد. این دانش عمیق و گسترده را میتوان از منظر متدشناسی؛ یعنی روششناسی به چهار دسته اصلی تقسیم کرد که هر کدام با ابزارها و مبانی خاص خود به کنکاش در ماهیت انسان مشغول هستند. این تقسیمبندی نه تنها نشاندهنده تنوع روشهای معرفت و شناخت انسان است، بلکه بیانگر پیچیدگی و چندبعدی بودن وجود انسانی نیز میباشد. در این بررسی جامع، هرچند مختصر به تحلیل هر یک از این روشها و ویژگیهای منحصر به فرد آنها خواهیم پرداخت.
أ.انسان¬شناسی علمی- تجربی
انسانشناسی تجربی یا علمی، اولین و شاید آشکارترین روش مطالعه انسان محسوب میشود. این شاخه که گاهی تحت عنوان علوم انسانی تجربی نیز شناخته میشود، با بهرهگیری از روشهای علمی و نظاممند به بررسی جنبههای مختلف وجود انسان میپردازد. آنچه این متد و روش را متمایز میکند، تکیه بر مشاهده دقیق، آزمایشهای کنترلشده و جمعآوری دادههای عینی و قابل اندازهگیری است. گستره این نوع انسانشناسی بسیار وسیع است و رشتههای متعددی را در بر میگیرد. علوم اجتماعی تجربی مانند جامعهشناسی که به مطالعه ساختارها و نهادهای اجتماعی میپردازد، روانشناسی که رفتارها و فرایندهای ذهنی انسان را بررسی میکند، علوم سیاسی که به تحلیل قدرت و حکومت میپردازد و اقتصاد که رفتارهای اقتصادی انسان را مطالعه میکند، همگی زیرمجموعهی این رویکرد محسوب میشوند. انسانشناسی فرهنگی به عنوان یکی از شاخههای مهم این روش، به مطالعه تطبیقی فرهنگهای انسانی، باورها، آداب، رسوم و الگوهای رفتاری مختلف میپردازد. از سوی دیگر، انسانشناسی زیستی بر ویژگیهای فیزیکی و تکاملی انسان تمرکز دارد و مسائلی مانند منشأ پیدایش انسان، توزیع جمعیت و پراکندگی نژادی را بررسی میکند (خسروپناه، 1382: 225). روششناسی این شاخه عمدتاً مبتنی بر مشاهده سیستماتیک پدیدههای انسانی، طراحی آزمایشهای کنترلشده، جمعآوری و تحلیل آماری دادهها و انجام مطالعات میدانی گسترده است. از نقاط قوت این روش میتوان به ارائه دادههای عینی، قابل اندازهگیری و قابل تکرار اشاره کرد که امکان مقایسه و تحلیل علمی را فراهم میآورد. با این حال، این روش با محدودیتهایی نیز روبرو است؛ از جمله اینکه نمیتواند به راحتی به جنبههای کیفی و ذهنی تجربه انسانی بپردازد و در بررسی مسائلی مانند معنا، ارزشها و تجربیات درونی انسان با چالش مواجه است (حکیمی، 1388: 22).
اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»