نویسنده: محبوبی
مفاهیم
مفهوم جنگ
آیا هر برخورد و منازعهای جنگ است؟ چه برخورد و منازعهای را میتوان جنگ دانست؟
مفهوم جنگ، در کشوری مثل افغانستان که سالهای دراز تحت اشغال آمریکا و همپیمانانش قرار داشته و همواره طعم تلخ جنگ را چشیده است و پیر و جوان، جنگ را به معنای واقعی آن تجربه کردهاند، واضحتر از آن است که در لغتنامهها و فرهنگها به دنبال معنای آن بگردیم؛ اما باز هم به رسم کتابت و نویسندگی تعریف مختصری از مفهوم جنگ بیان میگردد:
بدیهی است که جنگ با مفهومی که در مطالعات علمی مورد استفاده قرار میگیرد، دارای تعریفی است که با برداشتهای معمولی از این واژه متفاوت است. جنگ را میتوان از زاویههای مختلفی چون: تاریخی، سیاسی، حقوقی، نظامی، اقتصادی، فلسفی و حتی اخلاقی مورد مطالعه قرار داد. از اینجهت میتوان آن را «واقعهی بینالمللی» یا «نبرد مسلحانه بین دولتها» دانست. از نگاه پیتر مایر، جامعهشناس آلمانی، جنگ نزاعی است که بین دو گروه سازمانیافته در جریان باشد (مایر: ۱۳۷۴: ۳۱)؛ بنابراین تعریف، وقوع جنگ مستلزم شکلگیری زمینههایی است بهخصوص وابسته بودن به دولت یا سازمانهای شبهدولتی. خلاصه اینکه جنگ نوع برخورد میان دولتها است که در آن زور به شکلهای گوناگون در وسیعترین حد، مورد استفاده قرار میگیرد. ناگفته نماند که گاهی ممکن است طرف جنگ، گروههای سازمانیافته چریکی باشد. از لحاظ حقوقی، جنگ به عنوان ابزار سیاست ملی، مجموعه اقدامات قهرآمیز و مسلحانهای است که در چهارچوب مناسبات کشورها اتفاق میافتد و موجب اجرای قواعد خاصی در کل مناسبات آنها با هم و با کشور ثالث میشود.
جنگ تبلیغاتی