تالیف: سید ابوالحسن ندوی
این پادشاهان دارای چه موقعیتی بودند؟
نجاشی«ادامه»
«پایتخت حبشه»، «آکسیوم (Axum)» بود. حکومت «حیشه» یک دولت مستقل بود که زیر بار هیچ حکومت بیگانهای نمیرفت و به کسی خراج و مالیات نمیداد. ارتباط آن با امپراطوری بیزانس فقط از طریق دوستی و مشارکت در دین مسیحی بود. دلیل این مدعا این است که «جستینین» امپراطوری بیزانس در نیمهی قرن سوم مسیحی، شخصی به نام «جولیان (Julian)» را به عنوان سفیر به کشور «حبشه» فرستاد. «دی لیکی الیری (Delay on easy)» در کتاب خود «العرب قبل محمد» مینویسد:
«حبشه» از سال ۵۲۲م تا ظهور اسلام بر تجارت و بازرگانی شرق اقیانوس «احمر» و «آفریقا» بلکه تجارت «هند» نیز مسلط بود.»
پادشاهان حبشه همواره به لقب «نجاشی (Nagus/Nagashi)» ملقب میشدند.
اما اقوال و روایات در مورد تعیین این «نجاشی» که مخاطب نامهی رسولالله صلىاللهعليهوسلم است و به اسلام دعوت شده بود، اختلاف دارند. اما وجود دو شخصیت جداگانه از نظر تاریخ مسلم است. اولی آن شخصی بود که مسلمانان در سال پنجم بعثت نبوی به سوی او هجرت کردند و جعفر بن ابیطالب (رضیالله عنه) نیز در میان آنها بود. البته بسیار بعید به نظر میرسد که رسول اکرم صلیالله علیه و سلم به سوی این «نجاشی» نامه نوشته و او را به اسلام دعوت کرده باشد، زیرا هنوز شرایط آن روز چنین کاری را ایجاب نمیکرد و وقتش فرا نرسیده بود. همچنین ما سراغ نداریم که رسول اکرم صلیالله علیه و سلم قبل از هجرت به احدی از پادشاهان نامهای نوشته و او را به اسلام دعوت کرده باشد. خواستهی رسول اکرم صلیالله علیه و سلم و مسلمانان از این «نجاشی» فقط این بود که مسلمانان مظلوم را به عنوان پناهنده در کشور خود بپذیرد.