تالیف: عبدالهادی مجاهد
مناقشه شبهاتی در مورد مشارکت در دیمورکراسی و پاسخ به آن؛
شبهه اول: کار کردن یوسف علیهالسلام با پادشاه کافر مصر «ادامه»:
اکنون اگر کسی چنین گمان برد که یوسف علیهالسلام نیز قانون طاغوتی را پذیرفته و بهمقصد پاسداری و احترام از و سوگند بهجا آورده باشد. در حالیکه الله بدی را از وی نفی نموده و او را از بندگان مخلصش گردانیده است. یقیناً این گمانکننده تکذیبکنندهی یک پیغمبر الله متعال میباشد و کافرتر از هر کافری میگردد، و یقیناً از ملت اسلام خارج میباشد.
ب: وزیران در حکومتهای کنونی قبولکننده و منفذین قوانین وضعی کفری هستند که در همهی مسائل باید پابند قوانین وضعی باشند. پس آیا ممکن است در مورد یوسف علیهالسلام نیز چنین گمان کرد که موصوف معاذالله پابند همچو قوانین وضعی کفری ظالمانه و باطل بوده باشد؟
اگر کسی در مورد او چنین گمان کند، و سپس به فعلش استدلال نماید، یقیناً او یکی از پیغمبران الله متعال را به پذیرفتن قوانین کفری متهم نموده باشد که این کار خودش کفر و خروج از دین اسلام است. زیرا الله متعال پیامبرانش را برای آن فرستاده است تا امتهایشان را درس بیزاری از طاغوت دهند و آنها را تنها به پذیرفتن احکام الله متعال دعوت نمایند. الله میفرماید: (وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنْ اعْبُدُوا الله وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ) سورهی نحل / ٣٢.
ترجمه: (بیگمان ما در هر امت رسولی فرستادیم تا برای مردم بگوید: عبادت الله را بکنید و از طاغوت خود را نگهدارید).
در جنگ فکری با غرب