تالیف: سید ابوالحسن ندوی
پادشاهان مزبور چه موضعی در قبال نامههای نبوی اتخاذ نمودند؟
«هرقل» قیصر «روم»، «نجاشی» پادشاه «حبشه» و «مقوقس» زمامدار «مصر» بسیار مؤدبانه برخورد نمودند و در جوابهای خود نرمی و انعطاف نشان دادند.
«نجاشی» و «مقوقس» فرستادگان رسولالله صلىاللهعلیهوسلم را بسیار گرامی داشتند. «مقوقس» هدایایی برای حضرت رسولالله فرستاد که از آن جمله دو کنیز بودند که یکی از آنها «ماریه» مادر ابراهیم فرزند رسولالله است.
ولی «خسرو پرویز» هنگامی که نامه برای وی قرائت گردید عصبانی شد و آن را پاره کرد و چنین گفت: يكتب الى هذا و هو عبدى؟
«چه عجب! به سوی من چنین نامهای نوشته در صورتی که او بردهی من است؟»
وقتی این عملکرد وی به رسولالله صلیالله علیه و سلم گزارش داده شد، فرمود: «مزّق الله مُلْكَهُ» (خداوند سلطنت او را پاره کند).
«خسرو پرویز» به «باذان» و «بابویه» را فرستاد و به او گفت نزد محمد برو و به او بگو شاه شاهان «خسرو پرویز» به باذان دستور داده که کسی نزد شما بفرستد و شما را به حضور «خسرو» ببرد. اینک من مأموریت دارم که شما را ببرم. رسولالله صلیالله علیه و سلم به او اطلاع داد که خداوند متعال بر «خسرو» پسرش «بشرویه» را مسلط کرد و او پدرش را به قتل رساند.
نبی رحمت