فهرست بستن

اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»

نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام

  1. مبانی انسان شناسی
    ‌د. هدفمندی آفرینش انسان
    ادامه:
    از سوی هدفمندی آفرینش انسان، با اختیار و مسئولیت اخلاقی او در تعامل است. قرآن می‌فرماید: «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا» (الانسان: 3). که نشان می‌دهد خداوند انسان را به سوی هدایت راهنمایی کرده، اما انتخاب نهایی در دست خود اوست. این آزادی عمل و مسئولیت اخلاقی، نشان از وجود یک هدف وجودی و معنوی است که انسان را در مقابل دیگر موجودات ممتاز می‌کند. این مسئله، نه تنها در نظام عقیدتی اسلام، بلکه در نظام اخلاقی و حقوقی نیز دارای اهمیت است؛ زیرا اگر انسان دارای هدفمندی نبود، عدم مسئولیت و عدم ارزش در وجودش، بدیهی می‌بود. اما اسلام با تأکید بر این موضوع، انسان را موجودی دارای مقصد و غایت می‌داند که برای رسیدن به آن، مسئول است. این دیدگاه، اسلام را از نظام‌های اخلاقی و فکری دیگری که انسان را بدون اراده یا محدود به محیط می‌دانند، متمایز می‌کند.
    همچنین در نظام اسلامی، هدفمندی آفرینش انسان با امتحان و آزمایش الهی نیز در ارتباط است. قرآن کریم می‌فرماید: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (الملك:2). این آیه، نشان می‌دهد که زنده شدن و مرگ، به عنوان دو پدیده اساسی در زندگی انسان، دارای منظور و حکمت هستند. این منظور، همان آزمایش انسان و تحقق کمال اخلاقی و معنوی است. اسلام بر این باور است که انسان به منظور آزمایش، تزکیه نفس و رسیدن به کمال در دنیا آفریده شده و این موضوع، ریشه در هدفمندی آفرینش دارد. این امتحان و آزمایش، از طریق عبادات، اخلاق، تعاملات اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های عقلانی اتفاق می‌افتد و این هدفمندی، باعث می‌شود انسان در تمامی ابعاد زندگی، مسئول باشد. این دیدگاه، اسلام را از نظام‌هایی که انسان را بدون مسئولیت یا تحت تأثیر غریزه می‌دانند، متمایز می‌کند و نشان می‌دهد انسان دارای ظرفیت‌هایی است که می‌تواند با شناخت از آن‌ها، به منزلت والایی دست یابد.
    هدفمندی آفرینش انسان، با کرامت ذاتی او نیز در ارتباط است. چنانچه قبلا هم بیان شده اسلام بر این باور است که کرامت انسان نه تنها در وجودش است، بلکه در غایت وجودی‌اش نیز برجسته می‌شود. این موضوع در آیه «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» (الإسراء: 70). به خوبی برجسته شده است. این کرامت، نشأت گرفته از آن است که انسان دارای هدف وجودی است و این هدف، باعث می‌شود که به عنوان یک شخصیت مستقل و مسئول، مورد احترام و توجه قرار گیرد.
    این مفهوم، در مقابل نظام‌های انسان‌گرایانه غربی که انسان را موجودی تحت تأثیر توافق‌های اجتماعی یا ساختارهای مادی می‌دانند، اسلام را جدا می‌کند. در نظام حقوقی اسلامی، کرامت انسانی از هدفمندی آفرینش ناشی می‌شود، در حالی که در حقوق بشر مدرن، این کرامت اغلب وابسته به موقعیت سیاسی، اجتماعی یا قانونی است. این تفاوت، اسلام را به یک نظام جامع و پایدار در مقوله انسان تبدیل می‌کند.
    در متون عرفانی و حکمی اسلامی، هدفمندی آفرینش انسان با سیر تکاملی و تزکیه نفس نیز در ارتباط است. انسان، در نگاه اسلامی، موجودی است که با شناخت از فطرت، عقل و روح الهی خود، می‌تواند به منزلت‌های معنوی و وجودی نزدیک شود. این تکامل، تنها در چارچوبی معنادار و هدفمند قابل فهم است. قرآن در این زمینه می‌فرماید: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» (الزمر: ۹). این آیه، نشان می‌دهد که علمیت و شناخت، یکی از اهداف اصلی از وجود انسان است و این موضوع، نه تنها در امر معرفت الهی، بلکه در امر تحقق اهداف دینی و معنوی نیز نقشی اساسی دارد. این دیدگاه، اسلام را از نظام‌هایی که انسان را بدون ظرفیت شناخت و کمال می‌دانند، متمایز می‌کند و نشان می‌دهد که هدفمندی آفرینش انسان، ریشه در فطرت و کرامت او دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *