نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی
- عوامل گسترش دموکراسی
مهد پیدایش نظام و اندیشه دموکراسی، چنانکه قبلاً در بحث پیشینه دموکراسی به آن پرداخته شد، شهر آتن در یونان باستان بوده است. اما اینکه چه عواملی سبب نفوذ و گسترش این اندیشه از آتن یونان به دیگر کشورها شد و چرا مورد پذیرش و قبول کشورها واقع گردید؟ پرسشهایی است که در این بحث به آنها پرداخته شده است.
أ. ظلم و استبداد حاکمان
باید اذعان نمود که مهمترین عاملی که زمینهی گسترش و نفوذ دموکراسی را در کشورها فراهم آورده، ظلم و استبداد حاکمان بوده است. هر عقل و خرد سالمی، بدون در نظر داشت باورها و اعتقادات دینی، میداند که ظلم و استبداد زشت و ناپسند است و به پرهیز نمودن از آن دستور میدهد و همچنین بهخوبی درک میکند که عدالت نیک و پسندیده است و به رعایت آن حکم میکند؛ بنابراین، ازآنجاییکه مردم از ظلم و استبداد بیحد و حصر حاکمان در تنگنا قرار گرفته بودند و هیچ راهی برای رهایی نداشتند، از اندیشه و نظامی که بتواند این ظلم و استبداد را کاهش دهد و آزادی نسبی برای آنها به ارمغان بیاورد، حمایت کردند و با قبول دموکراسی زمینهی گسترش آن را فراهم آوردند. مگر نه چنین است که اگر حاکمی عادل بر مردم حکمفرما باشد، از ظلم و استبداد دوری نموده، حقوق اقلیتها را بهدرستی رعایت نماید، مردم از وی راضی بوده، احدی بر علیه آن قیام نمیکند و هیچکس در پی براندازی حکومت آن نمیشود؟ بلی! عدالت پدیدهی نوظهور نیست که ارمغان یک آیین و مذهب خاص باشد. هر عقل و خردی، بدون در نظر داشت دین و مذهب، نیک بودن عدالت و زشت بودن ظلم را میداند. وقتی در جامعهی عدالت برقرار باشد، هیچکس بر علیه نظم آن جامعه قیام نمیکند، مگر عدهی اندکی از منحرفان و چپاولگران که در پی سود شخصی خود باشند که آنها نیز از طرف حامیان و پرچمداران عدالت، سرکوب میشوند.
ب. جذابیت دموکراسی
یکی دیگر از عواملی که در نفوذ و گسترش دموکراسی در جهان نقش ارزندهای دارد و به ترویج دموکراسی کمک میکند، جذابیت بیحد و حصر دموکراسی است. دموکراسی به دلیل داشتن آزادیهای فراوان در تمام عرصههای زندگی، یک جذابیت کاذب به خود گرفته است که مورد توجه و عنایت مردم واقع گردیده است. ازآنجاییکه طبیعت انسان به سمت و سوی آزادی متمایل است و دموکراسی این آرزوی طبیعی انسان را برآورده مینماید، یک جذابیت کاذب ایجاد میشود که بشر را به قبول و پذیرش دموکراسی وامیدارد. از این جهت مردم با راهاندازی اعتراضات و تظاهرات دستهجمعی، نارضایتی خود را از حاکمان ظالم و حکومتهای استبدادی اعلان میکنند که سرانجام با قیامها و مقاومتهای خونین حاکمان مستبد را از قدرت کنار میزنند و دموکراسی را که به مذاق عامه خوش مینشیند، جایگزین مینمایند.