نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
- مؤلفههای انسانشناسی اسلامی
انسانشناسی اسلامی به عنوان دانشی بنیادین، تصویری جامع و چندبعدی از حقیقت انسان ارائه میدهد که در پرتو تعالیم وحیانی شکل گرفته است. این منظومه فکری، با محوریت توحید، مسئولیت اجتماعی و تعادل میان دنیا و آخرت، الگویی کامل برای سعادت فردی و جمعی بشر ترسیم میکند. در این دیدگاه، انسان موجودی ممتاز و هدفمند است که با بهرهگیری از فطرت الهی خویش میتواند به کمالات وجودی دست یابد. قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت، با تأکید بر ابعاد مختلف وجود انسان، چارچوبی منسجم برای فهم جایگاه حقیقی انسان در نظام هستی ارائه میدهد. آنچه انسانشناسی اسلامی را از سایر مکاتب متمایز میسازد، نگاه توأمان به بُعد مادی و معنوی انسان و ارائه راهکارهای عملی برای تحقق حیات طیبه است. این بخش از نوشتار با بررسی سه مؤلفه اساسی توحیدمحوری، مسئولیت اجتماعی و تعادل میان دنیا و آخرت، میکوشد تصویر کاملی از انسان ایدهآل اسلامی را ترسیم نماید.
أ. توحیدمحوری
در منظومه فکری، الهیاتی و عرفانی اسلام، توحید نهتنها پایه اعتقادی و دینی است، بلکه بنمایه تمامیت نظام انسانشناسی اسلامی قرار میگیرد. اسلام بر این باور است که وجود انسان، غایت او، اخلاق او، عبادات او و حتی تعاملات اجتماعی او باید در چارچوب رابطهای عمیق و هستیشناختی با خداوند شکل گیرد. این دیدگاه، اسلام را از نظامهایی که بنمایه آنها نظریات انسانی است مانند اومانیسم و غیره که انسان را موجودی بدون اتصال به معنویت یا فقط تحت تأثیر محیط میدانند، جدا میکند.
قرآن کریم در آیه «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (ذاریات: ۵۶) بهصراحت بیان میکند که هدف اصلی از آفرینش انسان، عبادت از جانب خداوند است. البته واژه «عبادت» چنانکه قبلاً هم بیان شد در اینجا شامل تمامی اعمالی میشود که انسان با شناخت کامل و از روی اختیار و با نیت قرب الهی انجام دهد؛ یعنی زندگیای که با شناخت از خود و افعال و گفتار خود، در طریق الهی، به جهت قرب و نزدیکی به خداوند انجام شود. این موضوع، اسلام را از نظامهایی که انسان را موجودی بدون غایت یا فقط تحت تأثیر محیط میدانند، متمایز میکند و نشان میدهد که انسان دارای ظرفیت بالقوهای است که میتواند با توجه به خود در مسیر الهی به منزلتی والا دست یابد.