تالیف: سید ابوالحسن ندوی
اریسیین چه کسانی بودند؟ «ادامه»
در کتاب «الصراع بین الدین و العلم» (نبرد میان دین و دانش )نوشته «درابر» چنین آمده است:
عقیدهی «آریوس» و دعوت او علیه دعوت علنی الوهیت «مسیح» و برابر قرار دادن او با اله واحد بینیاز وارد جنگ شد؛ گاهی یک فریق و گاهی فریق دیگر غالب میشد. بسیاری از نصارا در ایالات شرقی مملکت بیزانس به عقیدهی «آریوس» گرویدند، تا اینکه بالاخره «تیوسودوس» بزرگ (Theosochis the Great) در «قسطنطنیه» مجمعی تشکیل داد و الوهیت «مسیح» و فرزند بودنش را به تصویب آن مجمع رسانید. این تصویبنامه عقیدهای را که «آریوس» به آن دعوت میکرد، از صحنه خارج ساخت و ناپدید کرد. البته بعضی از نصارا در گوشه و کنار به این عقیده گرایش پیدا کرده و به فرقهی «أریسیه» یا «اریسیین» شهرت یافتند.
با توجه به بحث گذشته، ارجح و معقول همین است که منظور رسول اکرم از این جمله «فَإِنْ تَوَلَّيْتَ فَإِنَّ عَلَيْكَ إِثْمَ الْأَرِيسِيِّينَ» همین فرقهای است که در جهان مسیحی، زعامت و رهبری آن با دولت بیزانس بود و نسبتاً بر توحید قائم بود و «هرقل» قیصر «روم» در رأس آن قرار داشت.
جالب این است که بعضی از بزرگان علمای اسلام در عصر اول دارای همین نظریه بودند. مثلاً در کتاب «مشکل الآثار» امام ابوجعفر طحاوی، مؤلف «شرح معانی الآثار» (۳۲۱م) چنین آمده است:
«بعضی از اهل شناخت این معنی را ذکر کردهاند که در گروه هرقل فرقهای معروف به روسیه بود که به توحید خداوند و بنده بودن مسیح اعتراف میکرد؛ و به آنچه مسیحیان در مورد پروردگار بودن او میگویند، اعتقاد نداشت بلکه فقط به پیامبر بودن او معتقد بود. این فرقه به دین مسیح تمسک جسته و به آنچه در انجیل آمده است ایمان داشت و آنچه را که عموم نصارا در مورد الوهیت مسیح میگویند قبول نمیکرد. اگر این مطلب درست باشد، پس منظور «اریسیون» در حالت رفع و «اریسیین» در حالت نصب و جر، همین فرقهی «اروسیه» میباشد، چنانکه نظریهی محدثان همین است.