نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی
- نقد و نظر
ب. آزادی بیان
آزادی بیان که بهعنوان یکی از اصول دموکراسی یاد میشود، حداقل در کشورهای جهان سوم، بهخصوص در کشورهای اسلامی، جامعه را به سمتوسوی هرجومرج سوق میدهد. وقتی در جوامع اسلامی آزادی بیان بهگونه مطلق اعلان شود، افکار و اندیشههای مسیحی، سکولاری و کمونیستی هجوم میآورند و جوانان مسلمان را به بهانههای مختلف و شعارهای دروغین از اسلام دور نموده، به گمراهی میکشانند. برای واضحتر شدن موضوع میتوان به افغانستان عصر جمهوریت نگاه انداخت. هنگامی که در افغانستان دوران بیستساله جمهوریت، سخن از آزادی بیان مطرح میشود، در این میان اظهار نظرات، عقاید و افکار متفاوت از جمله مسیحیت، سکولاریسم، کمونیسم و… بروز مییابد و تقریباً آزادی بیان مطلق پیدا میکنند تا آنجا که فقط بیان مسائل خشونتبار، ترسآفرین و ضد سکولاری و دموکراسی ممنوع میشود.
شاید در برخی از کشورهایی که نظام دموکراسی بر آنها حاکم است، آزادی بیان بهگونهی منظم رعایت و تطبیق گردد، اما قطعاً در بیشتر کشورها بهخصوص افغانستان عصر جمهوریت که نظام دموکراسی بر آن حاکم بوده است، آزادی بیان یعنی هرجومرج؛ یعنی هرکس هرچه خواست بگوید و هر کاری خواست بکند و کسی جلودار آن نباشد، بهخاطری که در کشور دموکراسی حاکم است که این با احکام و قوانین دین مبین اسلام بهشدت در تضاد و رویارویی است. ناگفته نباید گذاشت که در قوانین دموکراسی و در نگاه انسانهای ملبس به لباس دموکرات، پیروی از اسلام حقیقی و التزام به شعائر اصیل اسلامی، تحت نام «ارهاب» ممنوع بوده و با متخلفینی که به زیور ناب اسلامی آراسته باشند، برخورد قانونی صورت میگیرد؛ چنانکه در عصر بیستساله جمهوریت بهوفور مشاهده و تجربه گردید که بسیاری از پاسداران واقعی اسلام، به هر شکل ممکن ترور شده، به شهادت رسیدند. نظام پایبند به دموکراسی غربی، فقط اسلامی را میپذیرد و اجازهی دعوت و تبلیغ آن را میدهد که از طرف خودشان سانسور شده و بر وفق مراد خودشان باشد؛ برای مثال: اسلامی که در آن از جهاد با سلاح خبری نباشد.
پس آزادی بیان و آزادی تفکر و اندیشه، فقط یک توطئه در جهت گمراه نمودن جوامع اسلامی است و بس. اصلاً دموکراسی برای جوامع اسلامی توطئهی بیش نیست. اگر نه چنین است، چرا آمریکا از آن سر دنیا بیاید و دموکراسی را که اساسش بر آزادی گذاشته شده است، بهزور بر افغانستان و دیگر کشورها تحمیل نماید؟ آییننامهی بینالمللی را خودش میسازد که تمام کشورها از آن تبعیت نمایند، سپس خودش آن را بهوضوح نقض میکند.