تالیف: سید ابوالحسن ندوی
غزوہ تبوک
رجب سال نهم هجرت
ابتلای کعب بن مالک و رستگاری وی در آن
ادامه:
لیکن این طرز عمل، در محبت و وفاداری او، نسبت به رسول اکرم-صلی الله علیه و سلم- چیزی نکاست، همچنان که از عطوفت و رأفت رسول اکرم -صلی الله علیه و سلم- نسبت به او چیزی کم نکرد. بلکه این سرزنش به محبت و عشق کعب و علاقه او به رسول الله بیشتر افزود، چنان که میگوید:
«هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم بعد از نماز می نشست، من به حضور او می رسیدم و سلام عرض میکردم با خود میگفتم: آیا لب ها را برای پاسخ من تکان دادند یا نه سپس نزدیک حضرت نماز میخواندم و زیر چشمی به روی آن حضرت می نگریستم، وقتی به نماز مشغول می شدم، حضرت به سوی من متوجه می شد، ولی همین که من به سوی او متوجه می شدم،
از من روی بر می تافت.»
جهان برای کعب تنگ و تاریک شد، حتی آن فردی که مورد اعتماد «کعب» بود، از وی روی بر تافت، چنان که می گوید:
«وقتی قطع رابطه مردم طول گرفت من روزی بالای دیوار باغ ابوقتاده رفتم، او پسر عمویم و محبوب ترین فرد نسبت به من بود، بر او سلام گفتم، قسم بخدا به سلام من جواب نداد گفتم ای ابوقتاده! تو را بخدا بگو آیا میدانی که من خدا و رسول او را دوست دارم؟ اما او پاسخ نداد، من دوباره او را بخدا قسم دادم و سوال خود را تکرار کردم ابوقتاده فقط اینقدر گفت: «الله و رسوله اعلم» خدا و رسولش بهتر می دانند؛ اینجا بود که اشک از چشمانم سرازیر گشت، از دیوار پریدم و برگشتم.» (صحیح بخاری)
تنها به این اکتفاء نشد به دستور حضرت-صلی الله علیه و سلم- از همسران خود نیز فاصله گرفتند.