تالیف: علامه عبدالشکور لکنوی
امیرالمؤمنین حضرت عمر فاروق رضی الله عنه
احوال قبل از اسلام
واقعۀ اسلام حضرت عمر رضی الله عنه مختصراً از این قرار است: روزی به تحریک و ترغیب ابوجهل به قصد شهادت پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم روانه شد، در راه با یکی از اصحاب برخورد نمود آن صحابی از دیگر وضعیت ظاهری او مشکوک شده، از او پرسید؟ عمر کجا می روی؟ او در جواب به صراحت اعلام نمود برای قتل پیامبرتان میروم صحابی گفت: پس چه خوب است که قبل از اجرای این تصمیم خبری از خانه خودت بگیری، چون خواهرت فاطمه و شوهرش سعید بن زید مسلمان شده اند. وقتی این خبر به او رسید بی درنگ به خانه خواهرش رفته داماد خود را یافت و او را مورد ضرب و شتم بسیار قرار داد تا این که خون از سرش روان شد و او را به زمین انداخته گلویش را فشرد تا هلاکش کند.
خواهر شان این ماجرا را دیده جلو آمد و گفت ای برادر ما مسلمان شده ایم هر چه دلت میخواهد بکن. با شنیدن این سخن، اثر خاصی بر دلش نشست و داماد را رها کرده از خواهر پرسید: شما چرا مسلمان شده اید؟ ایشان چگونگی کامل اسلام آوردن خود را بیان کردند و ذکری از قرآن به میان آمد. حضرت فاروق رضی الله عنه تقاضای استماع قرآن نمود. خواهرش برگی آورد که در آن چند آیه از قرآن نوشته شده بود و حضرت عمر فاروق خواست که خود آن را در دست گرفته بخواند. اما خواهرش فوراً گفت: ای برادر! مردم ناپاک نمی توانند بر این کتاب دست بزنند. سپس قرآن برای او خوانده شد. این چند آیه از ابتدای سورۀ «طه» بودند. از شنیدن این آیات انقلاب بزرگی در درون ایشان پدید آمد. سری که سودای کفر داشت اکنون پر از سودای اسلام است همان زمان در محضر آن حضرت صلی الله علیه و سلم حاضر شده، مشرف به اسلام گردید.