نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسهی غرب و اسلام)
انتقادات وارد بر حقوق بشر غربی
أ. غربمحوری «ادامه»
اعلامیهی جهانی حقوق بشر، هرچند در ظاهر به عنوان «مجموعهای از حقوق متعالی انسانی» تعریف میشود و ادعای جهانشمول بودن دارد، در واقع تحت تأثیر جهانبینی خاصی مانند فرهنگ مدرن لیبرالدموکراسی است. این جهانبینی، امکان فهم و تفسیر حقوق بشر را بر اساس فرهنگهایی که با فرهنگ غربی متفاوت هستند، به شدت محدود میکند. همانگونه که جک دانلی، به صراحت بیان میکند: «برداشتهای به اصطلاح غیرغربی از حقوق بشر، برداشت از حقوق بشر نیست.» (هادی، 1384: 134). این عبارت روشن میسازد که حقوق بشر غربی، با وجود ادعای جهانی بودن، در نظر و عمل نتوانسته است خود را از چارچوب فرهنگی و فلسفی غرب رها کند.
اگر به محتوای اعلامیهی جهانی حقوق بشر نگاهی بیندازیم، میبینیم که اومانیسم به عنوان بنیاد اصلی آن مطرح شده است. اومانیسم، که بر محوریت انسان و عقل خودبنیاد بشر تأکید دارد، به عنوان پایهی فکری حقوق بشر غربی شناخته میشود. اما سؤال اساسی این است: آیا اومانیسم، به عنوان یک فلسفهی غربی، میتواند مورد توافق تمامی فرهنگها و تمدنها باشد؟ پاسخ به این سؤال منفی است، زیرا بسیاری از فرهنگها و تمدنها، به ویژه جوامع شرقی و اسلامی، مبانی فکری و فلسفی متفاوتی دارند که با اومانیسم غربی سازگار نیست.