نویسنده: احمدی هروی
بیست سال حضور نظامی و سیاسی امریکا و متحدان آن در افغانستان، سرانجام در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ خورشیدی با خروج نیروهای خارجی و فروپاشی نظام جمهوری به پایان رسید. این رویداد را میتوان از زوایای گوناگون تاریخی، سیاسی، نظامی و اجتماعی تحلیل کرد؛ اما در نگاه ملت افغانستان، این فصل بیش از هر چیز، روایت ایستادگی، مقاومت و اراده ملتی است که در برابر یکی از نیرومندترین ائتلافهای نظامی جهان تسلیم نشد.
قدرتهای بزرگ میتوانند سرزمینها را برای مدتی تحت نفوذ خود قرار دهند، اما اراده یک ملت را نمیتوان با نیروی نظامی شکست داد. تجربه افغانستان بار دیگر نشان داد که مشروعیت سیاسی، استقلال ملی و رضایت مردم، ستونهایی هستند که بدون آنها حتی نیرومندترین ساختارهای نظامی و سیاسی نیز پایدار نمیمانند.
فروپاشی نظام جمهوری نیز تنها نتیجه خروج نیروهای خارجی نبود؛ بلکه حاصل مجموعهای از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی بود. وابستگی گسترده به حمایت خارجی، ضعف نهادهای حکومتی، فساد، شکافهای اجتماعی و سیاسی، و فاصله میان ساختار قدرت و بخشهایی از جامعه، زمینههای شکنندگی آن نظام را افزایش داده بود. از همین رو، زمانی که حمایتهای نظامی و مالی خارجی از میان رفت، ساختار موجود در مدت کوتاهی فرو ریخت.
در مقابل، آنچه برای ملت افغانستان اهمیت تاریخی دارد، پایان یک دوره مداخله خارجی و آغاز مرحلهای تازه در حیات سیاسی کشور است.
پیروزی واقعی تنها در بیرون راندن نیروی بیگانه خلاصه نمیشود؛ پیروزی بزرگتر آن است که ملت بتواند پس از جنگ، کشور خود را آباد کند؛ پس از ویرانی، زندگی را دوباره بسازد؛ پس از اختلاف، برادری را احیا کند؛ و پس از دههها نا امنی، امنیت و آرامش را به خانههای مردم بازگرداند.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به قلم، دانش، کار، عدالت و همبستگی نیاز دارد. شمشیر ممکن است جنگ را پایان دهد، اما این دانش، عدالت، اقتصاد، اخلاق و وحدت است که صلح را پایدار میسازد.
از منظر تاریخی، ۲۴ اسد را میتوان نقطه پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر دانست؛ فصلی که مسئولیت آن تنها بر دوش حکومت نیست، بلکه بر دوش همه ملت قرار دارد. اگر از گذشته درس گرفته شود و فرصت صلح برای ساختن کشور به کار رود، آنگاه خونها و رنجهای چندین دهه میتواند به پلی برای رسیدن به آیندهای روشن تبدیل گردد.
افغانستان سرزمینی است که بارها از میان خاکستر جنگ برخاسته است. شاید بزرگترین درس تاریخ معاصر آن همین باشد: خانهای که با اراده یک ملت دوباره ساخته شود، از هر بنایی که بیگانه برای آن بسازد، استوارتر خواهد بود.
پس شکست امریکا و فروپاشی نظام جمهوری را نباید پایان داستان افغانستان دانست؛ این تنها پایان یک فصل است.
فصل اصلی، فصل ساختن افغانستان است؛ افغانستانی مستقل، امن، آباد، باعزت و برخوردار از جایگاه شایسته در خانواده ملتهای جهان.