تألیف: دوکتور عبدالباقی حقانی
فصل اول: خلافت و سیاست اسلامی
ادامه:
مشرکین آوان جاهلیت دوران مکی، درین مورد هیچ شک و تردیدی نداشتند که الله متعال خالق و رازق هست و همان خالق متعال داور تقدیر خیر و شر مخلوقات بوده و همین سان صانع ترتیب و تنظیم نظم نظام کائنات میباشد:
« قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللهُ» ترجمه: بگو چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی میدهد؟ کیست که مالک شنوایی و بینایی هاست؟ و چه کسی زنده را از مرده بیرون میآورد و مرده را از زنده بیرون میآورد؟ و چه کسی کار جهان را تدبیر میکند؟ پس بی درنگ خواهند گفت: «الله».
از محتوای آیه مبارکه فوق تاکید قاطع این استناد هویداست که مشرکین ابداً از وجود یک طرز العمل و قانون الله متعال ابا میورزیدند، بگونهی که الوهيت الله متعال را به صفت مالكيت مخرج رزق از زمین و آسمان بخشنده حس شنیدن و ديدن ياسمع و بصر، مالکیت حیات و ممات و همچنان در تنسیق و تنظیم جميع امور ذکر شده تسلیم نموده بودند؛ اما شک و تردیدشان این بود که گویا تنسیق و تنظیم نظم امور دنيا مالكيت فرمانروایی نظم سیاست و اداره از ویژگیهای الله متعال بوده باشد که همین دودلی و تردد باعث شرک و اشراکشان گردید و در نتیجه از دایرۀ پر نور و مبارک توحید بیرون ماندند، پس از همینرو مسئله قانون سازی و بالا دستی یا حاکمیت اعلی میان صحابه کرام رضي الله عنهم و مشرکین خط فاصل گردید، زیرا که مسئله قانون سازی و بالادستی یا حاکمیت اعلی و تشخیص خط مشی و رهنمود از ویژگیهای سبحانه و تعالی و جزء ایمان صحابه کرام رضی الله عنهم بود. اما مشرکین از تسلیم حقیقت متذکره سر پیچی نموده و شبیه سیکولاران معاصر، سیاست را از دین جدا میپنداشتند. قرآن عظیم الشأن نظر به همین اصل از آغاز عصر مكى و قبل از اقامه یک دولت اسلامی تاکید و ترکیز کامل و همه جانبه خویش را به مسئله متذکره مرکوز داشته که حاکمیت و آیین روی زمین فقط قانون الله متعال میباشد و بس.