نویسنده: محبوبی
فصل نهم: اومانیزم
۷. عوامل پیدایش اومانیزم
د. تحولات اقتصادی
۱. رشد تجارت و شهرنشینی: با رشد تجارت و شهرنشینی در دوره رنسانس، طبقه جدیدی از بازرگانان و صنعتگران ظهور کردند که به ارزشهای فردی و پیشرفت مادی توجه داشتند. این تحولات به تقویت فردگرایی و رقابت انجامید.
۲. انقلاب صنعتی: در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی، انقلاب صنعتی به تغییرات عمیق اقتصادی و اجتماعی انجامید که به تقویت اومانیزم کمک کرد. این انقلاب، تأکید بر پیشرفت تکنولوژیکی و بهبود شرایط زندگی را در پی داشت و نظامهای اقتصادی سنتی مبتنی بر فئودالیسم را مورد نقد قرار داد.
ه. تحولات مذهبی
۱. جنبش اصلاح دینی: جنبشهای اصلاح دینی مانند پروتستانیسم، با تأکید بر رابطه مستقیم فرد با خدا، به تقویت فردگرایی و اومانیزم کمک کردند. این جنبش، ساختارهای مذهبی سنتی کلیسا را مورد نقد قرار داد و بر مسئولیت فردی در برابر خدا و جامعه تأکید کرد.
۲. سکولاریزاسیون: فرآیند سکولاریزاسیون (جدایی دین از سیاست و جامعه) نیز به تقویت اومانیزم انجامید. این تحول، نفوذ دین در امور دولتی و اجتماعی را کاهش داد و بر عقلانیت و علم بهجای وحی و سنت تأکید کرد.
و. تحولات آموزشی
در دوره رنسانس، پوهنتونها و مراکز آموزشی بهعنوان مراکز اصلی تفکر اومانیستی ظهور کردند. در این مراکز، تأکید بر آموزش علوم انسانی و کلاسیک و تقویت تفکر انتقادی و آزادی فکری، به تسهیل انتشار کتابها و آثار فلسفی و نظریات اومانیستی انجامید.
بههرحالاومانیزم بهعنوان یک جنبش فکری، تحت تأثیر عوامل متعددی مانند تحولات فلسفی، اجتماعی، علمی، اقتصادی، مذهبی و آموزشی شکل گرفت. این عوامل در کنار هم زمینهساز ظهور و گسترش اومانیزم شدند.