نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
6.کرامت انسانی در حقوق بشر غربی
ج.بازتاب کرامت انسانی در حقوق بشر غربی
پس از جنگ جهانی دوم، اصل کرامت انسانی با سرعت قابل توجهی وارد اسناد حقوق بینالمللی شد و پس از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸، این اصل به سایر اسناد حقوقی سازمانهای جهانی و منطقهای نیز راه یافت. در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر، نویسندگان به صراحت از حیثیت ذاتی انسان یا همان کرامت او سخن گفتهاند و اعلام کردهاند که شناسایی این حیثیت و حقوق برابر و سلبناپذیر تمام اعضای خانواده بشری، پایههای آزادی، عدالت و صلح جهانی را تشکیل میدهد (اعلامیه جهانی حقوق بشر، بند ۱). این عبارت به وضوح نشان میدهد که مکتب حقوقی غرب، کرامت انسان را به رسمیت میشناسد.
در مادههای مختلف این اعلامیه نیز بر کرامت انسانی تأکید شده است. برای مثال، در ماده ۱ بر برابری حیثیت تمام افراد و در ماده ۶ بر حق شناخته شدن شخصیت هر فرد در برابر قانون تأکید شده است. همچنین، اعلامیه برای تضمین کرامت انسانی مقرر کرده است که هیچکس نباید در بردگی نگه داشته شود (ماده ۴)، خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید شود (ماده ۹)، یا تحت شکنجه، مجازاتهای ظالمانه، رفتارهای غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد (ماده ۵).
اصل کرامت انسانی، که ریشه در مفاهیم انسانگرایانه و وجدان اخلاقی دارد، در بسیاری از اسناد و اعلامیههای دیگر نیز منعکس شده است. به عنوان مثال، کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر و آزادیهای اساسی تصریح میکند که هیچکس نباید تحت شکنجه یا رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز قرار گیرد (یونسکو، ۱۳۸۱: ۱۳۸). همچنین، در اعلامیه آمریکایی حقوق و تکالیف بشر نیز بر برابری منزلت انسانی و حقوق ناشی از آن برای همه افراد تأکید شده است و بیان شده که همه انسانها آزاد و با کرامت و حقوق برابر متولد میشوند (ناردو، ۱۳۸۸: ۲۸). بر اساس اصل کرامت انسانی در اسناد حقوق بشری، همه انسانها باید از حقوق برابر برخوردار باشند و هیچکس نباید بر اساس نژاد، رنگ پوست، جنسیت، سن، زبان، مذهب، شرایط اجتماعی یا هر وضعیت دیگری مورد تبعیض قرار گیرد. به عبارت دیگر، همه انسانها صرفاً به دلیل انسان بودن، برابر و دارای کرامت یکسان هستند.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)